|
|
|
|
|
خوب ، احساس کردم که حسابی دور و برم به هم ریخته است ، برای همین تصمیم جدی گرفتم که یه مدت فقط و فقط تمرکز خودم رو متوجه زندگی شغلی ام بکنم ، بلکه بتونم تحولی ایجاد کنم . به هر صورت الان وسط معرکه هستم . یا اینجا همونطور که من میخوام و بلدم ، نظم میگیره و همه از نظم بوجود امده سود میبریم ، یا من مجبور میشم از اینجا برم بیرون ... در این چند روزی که نبودم کارنامه ام این بود: ۱- ۴ نفر شغل پیدا کردن . ۲ تا خانم و ۲ تا آقای مهندس از جمع بیکارها کم شدن و به جمع همکارهای من پیوستن ۲- پنج نفر مفت خور تنبل بیعار به جمع پیاده رو متر کن ها پیوستند. حالا گله بز گر کمتر داره. ۳- سه بار تهدید به مرگ شدم ۴- دو اعتصاب رو شکستم ۵- تقریبا هر شب تا چهار صبح حرص میخورم و نقشه میکشم ۶- تقریبا هر روز ۷ در دفترم هستم ۷- هیچ جمعه ای خونه نبودم ۸- ۵ کیلو وزن کم کردم ( این یکیش خوبه ۹- بیش از ۳۰ ساعت در سالن انتظار مهرآباد منتظر ورود هواپیما نشستم. ۱۰- نیم کیلو دود اگزوز خودروهای تهران رو به ریه هام فرستادم . ۱۱- ۵۰۰ پاکت سیگار خریدم و ۶۰۰ پاکت دود کردم ( بیچاره همکارهای سیگاریم دیگه تا منو میبینن یه سیگار آتیش میکنن برام) ۱۲- سه تا پیمانکار خلع ید و جریمه کردم . ۱۳- عکس خودمو گذاشتم بک گراند کامپیوتر عیال که قیافه ام یادش نره . ۱۴- ۱۱ تا قرارداد جدید بستم . ۱۵- ۲۰ سال از عمرم کم کردم ۱۶ - مردم (البته هنوز نه ، به زودی) ۱۷ - مدیر عامل و همکارامو کشتم ( اونهم نه کاملا هنوز) ۱۸ - سلامتی شما |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:10 توسط اصلان
|
|
||