|
|
|
|
|
سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.... ویکیپدیا مرسی از دوست عزیزم ویولت که در این هنگامه بی سر و بی دم ، به یادم آورد که امروز سالمرگ اوست. شاعری که دوستش داشتم ، کسی که چونان دیگران نبود و نزیست ، شور بر شعورش غالب نشد و تنها مردی بود که در زمانی که تاریکی حکمفرما بود ، اشعارش به تو راه نور و آرامش را "نشانی" میداد. دلم گرفت ، همیشه دلم میگیرد وقتی به یاد میاورم که دیگر نیستند، اخوان ، شاملو ، سهراب ، نیما ، شهریار ، فروغ ... بی آنکه جانشینی و جایی مانده باشد... فروغی بسطامی به سرداب ذهنم جاری شد و در رثای ملک شعر و ملتزمان رکاب گرفته اش گفت: ای کعبهی مقصودم، وی قبلهی آمالم مپسند بدین روزم، مگذار بدین حالم هم سینه به تنگ آمد از نالهی شب گیرم هم دیده به جان آمد از گریهی سیالم در شامگه هجرش بگداخت تن و جانم در دامگه عشقش بشکست پر و بالم در حسرت دیدارش طی گشت شب و روزم در محنت بسیارش بگذشت مه و سالم ( برای دیدن اخوان ماهها این در و آن در زدم و سرانجام که موعد تعیین شد، یک هفته بعد از وعده ملاقات او با خالق هستی بود...) از زلف پریشانش در هم شده ایامم کز صف زده مژگانش وارون شده اقبالم از شعلهی رخسارش میسوزم و میسازم وز جلوهی رفتارش میگریم و مینالم شب نیست که در پایش تا روز به صد زاری یا جبهه نمیسایم یا چهره نمیمالم گر با رخ زیبایش یکشام به صبح آرم فیروز شود روزم، فرخنده شود فالم گر زلف و خطش بینی معلوم شود بر تو هم معنی اوضاعم، هم صورت احوالم فردا که گنهکاران در پای حساب آیند جز عشق گناهی نیست در نامهی اعمالم آن روز فروغی من از قتل شوم ایمن کاو خط امان بخشد زان غمزهی قتالم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:15 توسط اصلان
|
|
||