تبليغاتX
کافه جویبار - مومنات قانتات
اینجا مکانی است مثل پاتوق دوستان ...

تزئینی

بنگر اندر لوح محفوظ، ای پسر        خطهاش از کاینات و فاســدات

جز درختان نیست این خط را قلم       نیست این خط را جز از دریـا دوات

خط ایزد را نفرساید هــــرگـــز       گشت دهر و دایرات سامکات

زندگان هرسه سه خط ایزدند       مردمش انجام و آغازش نبات

زنده‌ی حق را به چشم دل نگر      زانکه چشم سر نبیند جز موات

این که می‌بینی بتانند، ای پسر      گرچه نامد نامشـــان عزی و لات

خلق یکسر روی زی ایشــان نهاد      کس به بت زاتش کجا یابد نجات؟

همچنان چون گفت می‌گوید سخن       دیو در عـــزی و لات و در مـــنــات

حیلت و رخصت بدین در فاش کرد      مادر دیــــــــوان بــــه قول بـی‌ثبات

لاجرم دادند بی‌بیم آشکـــــار      در بهای طبل و دف مال زکات

عاقلان را در جهان جائی نماند      جز که بر کهسارهای شامخات

کس نیارد یاد از آل مصطفی      در خراسان از بنین و از بنات

کس نجوید می نشان از هفــــت زن      کامده‌است اندر قران زایشان صفات

بر نخواند خلق پنداری همی      مسلــــــمات مؤمنات قانتات

هر زمــــان بتر شـــــــــود حال رمه      چون بودش از گرسنه گرگان رعات

گر بخواهد ایزد از عباسیان      کشتگان آل احمد را دیات

وای بومسلم که مر سفاح را      او برون آورد از آن بی‌در کلات

من ز لذت ها بشستم دست خویش      راست چون بگذشتـــــــــم از آب فرات

بر امید آنکه یابم روز حشر      بر صراط از آتش دوزخ برات

حکیم ناصر خسرو حکیم ناصر خسرو قبادیانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:7  توسط اصلان   |