تبليغاتX
کافه جویبار - والا دروغ چرا ... تا قبر آآآآ
اینجا مکانی است مثل پاتوق دوستان ...

دروغگو

۳۵ سال پیش که این جمله از طریق مش قاسم (مرحوم فنی زاده) وارد فرهنگ ما شد ، هیچکس فکر نمیکرد که دروغگویی اینطور عمیق در فرهنگ ما نهادینه بشه .

راحت دروغ میگیم ، عین نقل و نبات فرمایشات خلاف واقع از دهانمون بیرون میاد . مهم نیست که وخامت اوضاع چقدره ، مهم نیست که در مجلس خانوادگی هستیم یا محل کار ، مهم نیست که خاطره نقل میکنیم یا گزارش عملکرد واحد رو ارائه میکنیم . مهم نیست که مخاطبمون مادر و پدر و همسرمونه یا کارمند زیر دست یا رئیسمون ... دروغ میگیم ، استخون که نداره

دروغ رو رتبه بندی کردیم : خالی بندی ، چاخان ، شاخدار ، تابلو ، اساسی ، باحال ، تمیز ، دست اول و ...

برای تمرین و دست گرمی در میهمانیها برای هم خالی میبندیم .

برای جیزک دادن شمسی خانم و باجناق جان چاخان میکنیم .

از چراغ قرمز دوربین دار رد میشیم و تابلو دروغ میگیم که : کی؟ من ؟ اصلاً و ابداً

در دادگاهها دروغ میگیم اساسی

وقتی رئیس تو سه کنج گیرمون میاره ، دروغ میسازیم باحال ، آمار دست کاری میکنیم تمیز

هر چند وقت دروغهامون رو مثل جوک برای هم تعریف میکنیم به عنوان دست اول . لابد توقع کاپ اخلاق هم داریم .

خالی بندی

آمریکاییها یک دستگاه دروغ سنج بسیار دقیق طراحی کرده بودند که میزان دقتش در هر نوع آزمایشی بالای ۹۶٪ بوده . دقت دستگاه در هر نوع آزمایش و هر نوع آدمی چنان بالا بوده که نماینده های کنگره به فکر افتادند که استفاده از نتایج این دستگاه رو به عنوان مدرک در دادگاهها ، قابل قبول اعلام کنند. تا روزی که سازمان جاسوسی سیا یک مدل از این دستگاه رو بر روی یک پناهنده روس آزمایش کرد.

نتایج همه غلط بود ، سازنده های دستگاه به خودشون افتادند ، داشتند یک بیزینس چند میلیارد دلاری رو از دست میدادند. تکرار کردند ، تکرار کردند ، تکرار کردند و بیفایده ، دستگاه نمیتونست تشخیص بده که طرف راست میگه یا دروغ . ادعا کردند که طرف چون جاسوس کا گ ب بوده ، تعلیمات ویژه داشته و بلده چطور افکارش رو کنترل کنه . رفتند و یک مادر مرده اهل چکسلواکی که تازه مهاجرت کرده بود رو برداشتند و بستند به دستگاه : باز هم نتایج غلط !

دروغ سنج

همه گیج شده بودند ، یعنی مخ و مخچه آمریکایی با مدل روسی فرق میکرد؟ انواع و اقسام مهاجرهای بلوک شرق رو آزمایش کردند و به نتایج عجیبتری رسیدند : کسانی که بیشتر از ۱۰ سال از مهاجرت یا پناهندگی شون میگذشت ، به سختی دستگاه رو فریب میدادن ولی اونایی که تازه آمده بودن : هلو ، بپر تو گلو . کسانی که شغل دولتی داشتند ، از اونهم راحتتر ، اعضاء کا گ ب که دیگه نگو ...

القصه ، کار به دانشگاهها کشید و تحقیقات و بالاخره مشخص شد که انسانهایی که در بلوک شرق و تحت سیستم کمونیستی و جو اختناق حاکم بر اون کشورها بزرگ میشن ، در مغزشون تغییراتی بوجود میاد :

یک آدم عادی ، وقتی راست میگه ، مغزش مستقیم از مرکز حافظه کمک میگیره  و اطلاعات رو برداشت میکنه و وقتی دروغ میگه ، بخش تحلیل مغزش فعال میشه تا اطلاعات رو به اصطلاح generate کنه . ولی کمونیست زاده ها در هر دو صورت ، چه بخوان راست بگن چه بخوان دروغ بگن ، سیستم تحلیل گر مغزشون فعال میشه تا میزان تطابق حرف رو با دروغهای قبلی که گفته تشخیص بده .

مغز - مرکز تحلیل

به عبارت دیگه  این آدمها تو یک دنیای مجازی زندگی میکنن که چندان هم ربطی با واقعیت نداره . شخصیت اونها بر مبنای دورویی و تفاوت خلوت با جلوت  شکل میگیره و برای سرپا نگهداشتن این شخصیت مجازی ناچارن همه چیز رو تحلیل کنن. مثلاً کسی که عضو حزب مرکزی بوده ، همیشه تظاهر میکنه که به اصول مارکسیسم وفاداره در حالی که مثلا سه تا ویلا و چهارتا ماشین و ده تا خدمتکار داره. خوب این آدم باید همیشه حواسش باشه که کجا است ، با کی داره حرف میزنه ، چی داره میگه تا یه وقت خدای نکرده ، دستش "رو" نشه . اینه که دروغ و راست براش علی السویه است ، در هر صورت مغزش باید حرف رو با اون تصویری که از خودش نشون داده ، تطبیق بده.

تاسف من اینه که اونها لااقل کمونیست بودن و بی دین و معتقد به نسبی بودن اخلاق ، ما چرا ؟

گول زدن دروغ سنج

چرا ما داریم دو اسبه به سمتی میریم که کلا مخمون تاب برداره ؟ ما که اخلاق نسبی رو قبول نداریم ! ما چرا اینقدر خلوت و جلوت مون متفاوت شده ؟ چرا دیگه راست و دروغمون معلوم نیست؟ میگم حداقل اونجایی که میتونیم دروغ نگیم .

چه اصراریه که وقتی داریم میریم ترکیه ۵ روز خوش بگذرونیم ، از در و همسایه بپرسیم "اروپا چیزی لازم ندارین ؟ تو رو خدا رودربایستی نکنین ، ما یک ماه اونجائیم " ... چرا؟ برای چی ؟

چه مرضیه که وقتی شام عروسیمونو به یقنعلی سفارش دادیم  به هر نفری ۷۰۰۰ تومن  ، به شمسی خانم بگیم "آشپز دربار بوده ، نمیدونی چقدر دنبالش دویدم تا  راضی شد ، مگه وقت میداد؟ خلاصه به نفری ۶۸ تومن راضی شد پدرسوخته" ... چرا برای چی ؟

چه بیماریی ما رو وادار میکنه وقتی پراید سوار میشیم به باجناقمون بگیم "حالا اینو خریدم که تا وقتی ماکسیماهه میاد یه چیزی باشه سوارش شیم " ... چرا ؟ برای چی ؟

آقای دکتری که من رو وادار کردی این پست رو بنویسم . چرا وقتی برای یک کار تحقیقاتی نیاز به نمونه (خرگوش آزمایشگاهی) داری ، میگی "من فکر میکنم  قضیه جدی باشه و  شما باید یک سری آزمایشات تکمیلی بدید " و ۲۴ ساعت آدم رو توی هول و ولا نگه داری که چه خبره . بعد امروز که میری بیمارستان ببینی دو تا دانشجوی گاگول یک فرم میذارن جلوت که امضاء کن که من داوطلبانه در این آزمایش شرکت کردم و کلیه عواقب و اثرات ناشناخته داروها و آزمایشات جدید به عهده خودمه !!  ... چرا ، آخر چرا ؟

 

 

قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ

 

 

دوستان ، آخرت خودمون رو ، دنیای خودمون رو ، اعتماد متقابل افراد جامعه رو به چی داریم میفروشیم ؟ ما همون ملتی هستیم که همین ۵۰ -۴۰ سال قبل ، تاجرمون پشت پاکت سیگار حواله صدهزار تومنی مینوشت  و کسی شک نمیکرد که تقلبی باشه ، دایی من برای بیرون آوردن پسرش از کلانتری ، یک تار سبیل وثیقه گذاشته بود و افسر نگهبان هم قبول کرده بود! پسر عمه خود من در بازار طلا تلفنی ۵ کیلو طلا شکسته معامله میکرد و هیچکس سفته و چک ازش نمیخواست. سرباز و دانشجو سالی  چند مرتبه پدرشون مرحوم نمیشد، مادرشون سرطان نمیگرفت و برادر خواهرشون به اتاق عمل نمیرفت. کسی در دادگاه از ناموسش مایه نمیگذاشت که یک دعوای یک میلیون تومنی رو برنده بشه . کسی دست روی قرآن مجید نمیگذاشت که دروغ بگه . نماز به کمر دروغگو میزد ، سر نماز کمرش میگرفت و تا توبه نمیکرد ولش نمیکرد.

لوح کوروش کبیر - نماد راستی و پاکی

دوستان دنیای بچه هامون ، آخرت خودمون ، بنیان و اساس جامعه مون رو به چی داریم میفروشیم ؟

خداوند این سرزمین را از دروغ ، از دشمن و از خشکسالی محفوظ بدارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 11:3  توسط اصلان   |