تبليغاتX
کافه جویبار - بازی شادی تماشا
اینجا مکانی است مثل پاتوق دوستان ...

بازی شادی تماشا

صحنه اول : سه مرد ، سه تفنگ ، یک سنگ ... حتماً صحنه معروف پایانی فیلم خوب بد زشت یادتان هست . چه کسی برنده خواهد بود ؟ چه کسی به کدامیک شلیک خواهد کرد؟ پیغام نوشته شده روی سنگ به دست چه کسی خواهد افتاد؟ ...

صحنه دوم : کنفرانس اجلاس سران هفت کشور صنعتی ... آمریکا و متحدانش میخواهند موضوع استقرار موشکها در لهستان را از دستور جلسه حذف کنند . روسها از سوی دیگر مصر به مذاکره بر سر این مسئله و طرح شکایت هستند . فرانسوی ها طبق معمول دودوزه بازی میکنند و موضعشان از پیش معین نیست . چه کسی پیروز میدان خواهد بود؟ آیا آمریکا مجبور به جمع آوری موشکها میشود؟ آیا روسها تسلیم میشوند و مذاکرات را بدون طرح شکایت قبول میکنند؟ فرانسه در راه چه کسی سنگ خواهد انداخت ؟ ...

صحنه سوم: مراسم جشن پایان سال دانشکده. منصور و ۴ دوست عزب اوقلی اش بر سر یک میز و میترای زیبا  و ۴ دوست درب و داغانش بر سر میز بغلی ، مامور حراست ، ناراضی از نحوه برگزاری جشن در بالای سالن در حال نظاره .

 منصور سالها است که میخواهد دل میترا را به دست آورد و امشب به عنوان آخرین فرصت قصد دارد حداقل شماره تلفن او را به دست بیاورد.

منصور به وفاداری و فداکاری دوستان خودش مطمئن است ولی در عین حال میداند که دل سعید هم در پی میترا است و ممکن است همکاری او به رقابت تبدیل شود. در ضمن منصور فهمیده است که میترا در جمع دوستانش بسیار مغرور و سرکش عمل میکند و به هیچ عنوان روی خوش به پسری نشان نخواهد داد. میترا کلاً به غرور فراوان متهم بوده و هست و همه میدانند که تا چه حد حسود است . البته تمام این گناهان به برکت زیبایی فوق العاده او قابل بخشش محسوب میشد.

ضمناً تا زمانی که گواهینامه های فارغ التحصیلی صادر نشده ، قدرت بی چون و چرای مامور حراست را نمیشود نادیده گرفت. و مسلم این است که با وجود مینو در جمع دوستان میترا ، دختری که چهار سال است آقای مامور بی فایده از او خواستگاری میکند ، کنده شدن نگاه ایشان از میز میترا و دوستان امر محال خواهد بود.

آیا منصور خواهد توانست شماره تلفن در دست ، مراسم را ترک کند ؟ و یا دستبند در دست ، راهی کمیته انضباطی خواهد شد؟

تئوری بازی

تمام صحنه های بالا ، مثالهای خوبی هستند از اینکه چطور میشود تمام رخدادهای اطراف را ، چه بزرگ و چه کوچک در قالب یک بازی کودکانه مدل سازی کرد . از مذاکرات سران بزرگترین دولتهای جهان گرفته تا تقاضای یک شماره تلفن ناقابل! همه و همه را میشود یک بازی دید.

اما چه فایده ای در این کار هست ؟ در این بازی دیدن همه رخدادها ؟ برای جواب به این سئوال اول از همه باید بازی را معنی کرد. بازی چیست؟

بازی فعالیتی است هدفمند که توسط یک فرد یا گروه در درون یک اجتماع انجام میشود تا در تقابل با رفتارهای دیگر زیر مجموعه های اجتماع که با او هدف مشترک دارند ، با کیفیت بهتر به هدف برسد.

اوووووووووو ، کی بره اینهمه راه رو. ولی صبر کنید ، بازی است دیگر ، آن قدرها هم پیچیده نیست. به زبان ساده تر بازی یعنی اینکه شما به هدفت برسی ، پس اول از همه هدف به بازی شکل میدهد. دوم اینکه بازی هیچوقت یک نفره نیست ، در جمع و اجتماع معنی میشود. سوم اینکه وقتی جمع آدمها هست و منفعتی ، همیشه رقیبی هم وجود خواهد داشت که همان هدف و منفعت را میخواهد. حالا بازیکن بدو ، رقیب بدو .

خوب یک بار دیگر تعریف بالا را بخوانیم ، پس بازی شامل این رکن ها است:

رکن یک ) هدف

رکن دو ) فعالیت هدفمند (استراتژیک)

رکن سه ) جامعه

رکن چهار) رقیب 

خوب حالا اگر وسیله ای به شما بدهند که بتوانید برای هر رفتار حریف ، جوابی عالی در آستین داشته باشید که در نهایت شما را به حداکثر منفعت برساند ، قبول نمیکنید؟

فرض کنید آقای اوباما این وسیله را در اجلاس سرانی که در صحنه دوم مجسم کردیم ، به همراه آورده باشد. حالا او میداند که اگر فرانسه با آمریکا لاس بزند ، چه حرکتی انجام دهد که روسیه کاملا منزوی شود و در عین حال میداند که اگر فرانسه از در دوستی با روسها دربیاید ، چگونه مذاکره کند تا روسیه ترجیح بدهد از موشکها موقتاً صرفنظر کند و ... خلاصه رقیب هر حرکتی انجام بدهد ، اوباما قادر خواهد بود پیش بینی کند که حداکثر سود در چه پاسخی خوابیده!!

خبر اول اینکه آقای اوباما این وسیله را در اختیار دارد !!

خبر دوم اینکه اسم این وسیله هست تئوری بازی !

دنیا در حقیقت چند چیز را مدیون دانشمند بزرگ قرن بیستم "جان فون نویمان" است . چیزهای خوبی مثل همین کامپیوتری که الان جلوی من و شما است و ما را به هم مرتبط کرده یا نیروگاههای هسته ای و چیزهای بدی مثل بمب اتم و بمب هیدروژنی . تئوری بازی ها هم یکی از این دستاوردها است که نمیدانم در گروه بدها است یا خوبها.

به هر حال فون نویمان در سال ۱۹۴۴ که آخرین سال جنگ دوم جهانی بود ، کتابی نوشت به نام  Theory of Games and Economic Behavior که در باره مدل سازی رخدادهای بازرگانی به کمک مدل سازی آنها در قالب یک بازی بود.

این نظریه کلی سروصدای آکادمیک به پا کرد ولی هنوز در چهارچوب دانشگاهها باقی ماند. در سالهای پایانی دهه ۵۰ میلادی ، جان نش (فیلم یک ذهن زیبا با بازی راسل کرو را ببینید ) تئوری بازی را به سطوحی توسعه داد که پیش از آن قابل تصور نبود. او با وضع نظریه ای که بعدها به نام خود او تئوری موازنات نش مشهور شد ، باعث جلب توجه بسیاری از بازرگانان ، ارتشی ها و سیاستمداران به کاربردهای وسیع این نظریه شد.

تئوری بازی به طور خلاصه روشهای کاربردی ریاضی برای تحلیل رفتارهای افراد یک اجتماع با رفتارهای روانشناختی معین و فعالیتهای هدفمند (استراتژیک) در قالب گروههای رقیب است.

به بیان ساده تر ، تئوری بازی به شما میگوید که در مقابل اعمال حریفان چه واکنشی نشان دهید تا بیشترین سود را کسب کنید. معرکه است ، نه ؟

بگذارید یک مثال خیلی ساده بزنم . فرض کنید دو بازیکن داریم :

بازیکن یک دو انتخاب دارد : فعالیت  f و فعالیت  u

بازیکن دو هم دو انتخاب دارد : فعالیت A و فعالیت R

هدف این بازیکن ها کسب بیشترین امتیاز است. فرض کنید جدول امتیازها اینطوری باشد:

خوب حالا اگر بازیکن یک ، مثلا ، فعالیت f را انجام دهد و بازیکن 2 ، فعالیت R را ، هیچ به هیچ

اگر یک ، حرکت U را انجام دهد و دو ، فعالیت A  را ، نتیجه به طرز غریبی به نفع بازیکن یک تمام میشود: 8 به 2 .

 بازیکن یک ، اگر تئوری بازی را بلد باشد میداند که بازیکن دو به احتمال قریب به یقین فعالیت A را انجام خواهد داد ، چون در R برایش امیدی به کسب امتیاز نیست. نگاه کنید : R در هر صورتی برای بازیکن دوم امتیاز صفر میاورد. کسی هم که برای امتیاز صفر بازی نمیکند ، پس شماره دو قطعاٌ فعالیت A را انتخاب میکند مگر اینکه خل شده باشد.

پس ، تکلیف بازیکن یک از همان اول مشخص است او باید استراتژی U را انتخاب کند و بس ! و با امتیاز 8 به 2 به خانه برود و کیف کند.

به همین سادگی ، به همین خوشمزگی !

امٌا و امٌای مهم :

برای استفاده از تئوری بازی ، به چند پیش زمینه نیاز داریم:

اول) شناخت درست هدف

دوم ) شناخت دقیق رقبا ، جامعه و اولویت های آنها

سوم ) شناخت دقیق فعالیتهای ممکن

چهارم ) تشخیص بهترین راه.

 اجازه بدهید به مثال منصور و رفقا برگردم و مطابق تئوری بازی ، رخداد تور زدن میترا را بدون استفاده از ماتریس و ریاضیات تحلیل کنم :

اول ) هدف : برقراری ارتباط دوستانه با میترا در کوتاهترین زمان ممکن و با امنیت کامل

این خیلی مهم است چون اگر هدف را اشتباه تشخیص دهد ، به نتایج بدی خواهد رسید . مثلا اگر هدف را گرفتن شماره تلفن از میترا خانم قرار دهد ، ممکن است کتک خورده و در راه کمیته انضباطی  ، شماره را در دستش مچاله کند !

دوم ) شناخت دقیق رقبا ، جامعه و اولویت های آنها :

منصور باید چند فرض را به دقت در نظر بگیرد:

ا- مامور حراست و اولویتهایش

2- سعید به عنوان یک دوست و یک رقیب بالقوه

3- فداکاری دوستانش

4- حسادت ذاتی میترا خانم

 سوم ) تشخیص دقیق فعالیتهای استراتژیک ممکن:

در اینجا منصور باید به سرعت تمام کارهایی را که میتواند انجام دهد ، رقبایش میتوانند انجام دهند و جامعه میتواند بروز دهد را بررسی کند و با فراست تمام رفتارهای خطرناک و غیر معطوف به هدف را حذف کند.

مثلاٌ: چشمک زدن به میترا از سر میز خودش -> دل به هم خوردگی میترا  یا خنده دوستان میترا یا خنده رفقای خودش و ناراحتی منصور یا دیده شدن توسط مامور حراست -> بیخیال

یا : رفتن به سر میز میترا و درخواست شماره تلفن -> دل به هم خوردگی میترا و خنده همه میزها و دیده شدن توسط مامور حراست و حسادت سعید -> بیخیال

....

....

چهارم ) تشخیص بهترین راه :

از فهرست بالا ، مغز تئوری دان منصور بیشترین امتیاز را به راه زیر خواهد داد :

با استفاده از فداکاری سعید ، از او میخواهد که به سر میز میترا رفته و به بهانه واهی ، مینو خانم را به بیرون سالن ببرد ، مثلا یک تلفن اضطراری یا یک کار اداری فوری . به این ترتیب سعید پیش از آنکه حسادتش گل کند و به یک رقیب تبدیل شود ، از گردونه حذف میشود. ضمناً مامور حراست هم بدون شک به دنبال سر در آوردن از کار مینو خانم ، سالن را ترک خواهد کرد و امنیت برقرار میشود.

پس از آن با استفاده از فداکاری دوستانش از سه دوست دیگرش میخواهد که به سرعت به سر میز میترا بروند و دوستان او را به صحبت بگیرند. به این ترتیب ، میترا در وضعیتی قرار میگیرد که دوستانش علیرغم زشت تر بودن به سرعت ، همدم و هم صحبت پیدا کرده اند و او تنها مانده !! لذا حسادتش به شدت گل میکند و آمادگی خواهد داشت که به اولین درخواست همصحبتی پاسخ مثبت بدهد !

به این ترتیب ، دور از چشم مامور حراست ، منصور شماره تلفن در جیب به خانه میرود !

این است تئوری بازی !!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 14:11  توسط اصلان   |