تبليغاتX
کافه جویبار
اینجا مکانی است مثل پاتوق دوستان ...

چای سبز سنتی چین

آمار میگوید چای ، دومین نوشیدنی دنیا است. بعد از آب ، انسانها "چای" مینوشند.

چای اما چیست و از کجا به زندگی ما وارد شد تا مقام دوم را جاودانه از آن خود کند؟

افسانه ها فراوان است و تحقیقات بسیار . افسانه میگوید که قرنها پیش در چین ،  امپراطوری بود ، شنونگ Shennong نام  که عاشق گیاهان دارویی و داروسازی بود. شنونگ برخی اوقات در تحقیقات خودش معجونهایی از گیاهان سمی درست میکرد که بعد از نوشیدن انها برای آزمایش ، حال بدی پیدا میکرد. روزی  در حال گردش در بیابان ، به گله ای میمون برخورد که میوه ای سمی خورده بودند و با سرعت به سمت بوته ای دویدند و شروع به جویدن برگهایش کردند. شنونگ دریافت که برگ این گیاه باید حاوی پادزهری باشد. پس ، از آن به بعد هرگاه سمی به بدنش وارد میشد ، برگ آن گیاه را میجوید و پس از مدتی آن را به صورت دم کرده نوشید. چای از آن زمان به عنوان دارو وارد زندگی انسانها شد.

امپراطور شنونگ در حال جویدن برگ چای - تصویر باستانی

تحقیقات ژنتیک میگوید چای نخستین بار در حول و حوش مدار ۲۹ درجه شمالی و طول  ۹۸ درجه شرقی ظاهر شده . این منطقه ای است که امروز بخشی از شمال شرق هندوستان ، بخشی از شمال برمه ، جنوب تبت و جنوب شرقی چین را تشکیل میدهد.

زادگاه چای بر طبق تحقیقات ژنتیک - 2007

تا سال ۱۰۰۰ پیش از میلاد ، چین تنها تولید کننده و مصرف کننده چای بود. چای نه به عنوان یک نوشیدنی روزمره که به عنوان یک دارو برای دردهایی همچون مسمومیت ، سردرد و افزایش قوه باه به کار میرفت و تنها به هنگام بیماری نوشیده میشد.

در دوران سلسله سونگ ، با انتشار چند کتاب و مقاله در مورد خواص چای ، مردم سایر نقاط جهان هم به داشتن این داروی جادویی علاقمند شدند و تجارت چای کم کم رونق گرفت.

اتفاق مهم دیگر در دوران سلسله سونگ ابداع روشهای متنوع خشک کردن چای بود که منجر به اختراع چای سیاه شد. چای سیاه در حقیقت تف داده برگ چای است و بسیاری از خواص چای را از دست داده ولی در عوض طعم متفاوتی دارد و از آن مهمتر دوام زیادی که باعث سهولت حمل و تجارت آن میشد.

اولین کشورهایی که به تجارت چای رونق دادند ، امپراطوری آفتاب تابان (ژاپن) و امپراطوری آرامش ابدی (کره) بودند. این کشورها بعدها به کشت چای هم پرداختند و چندین گونه جدید این گیاه را پدید آوردند.

سماور - وسیله دم کردن چای در روسیه و خاورمیانه

اروپا در قرن ۱۷ میلادی با چای و خواص آن آشنا شد و در ایران ، در زمان قاجاریه و از طریق روسیه تزاری چای به بازار آمد.

و اما چند نکته مهم درباره چای :

- چای چهار نوع دارد : سبز - سیاه - سفید و اولونگ oolong  که همه انها برگ گیاه چای هستند که به روشهای مختلف فرآوری شده . چای سبز کمترین میزان اکسیداسیون و بیشترین مواد موثر را دارد. پس اگر چای را به خاطر خاصیتش میخورید ، چای سبز بهترین انتخاب است. چای سیاه ، کمترین مواد موثر را در خود دارد و در حقیقت دیگر چای نیست، تفاله سیاه شده ناشی از تف دادن برگ چای است.

- بهترین چای سبز ، چایی است که از برگ چیده شد گیاه ، دقیقا پیش از طلوع آفتاب ،تهیه شده باشد و در روغن تخم گیاه چای  و در ظرف مسی ، با حرارت بسیار ملایم ، خشک شده باشد. این ، چایی بسیار گران است (هر کیلو  ۴۵۰ هزار تومان تقریباً) و کمیاب . مشتریان این چای شخصاً به مزارع چای میروند و در حضور خودشان برگها چیده و خشک میشود .  این چای عطر و طعم عجیبی دارد و با مصرف درست ، بعد از تنها چند روز ، اثرات شگفت آوری برای بدن به همراه میاورد که کاهش چشمگیر کلسترول ، افزایش قابل ملاحظه قوای فکری و ...  چندتای از آنها است.

- چای سبز را به هیچ وجه نباید دم کرد. دم کردن چای باعث از بین رفتن مواد آروماتیک فرٌار چای میشود. چای سبز را به مقدار کم (تنها چند برگ و نه مشت مشت یا قاشق قاشق) در یک لیوان آب جوش که سه تا ۴ دقیقه مانده باشد (دمای حدود ۸۵ درجه) ریخته و  پس از پنج تا ده دقیقه نوش جان کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.  روی لیوان را نباید پوشاند.

- خوردن چای سبز (تهیه شده به طریقی که عرض کردم) به عنوان اولین چیزی که بعد از بیدار شدن میخورید ، توصیه شده . به عبارت دیگر چای سبز را ناشتای ناشتا بنوشید.

- اگر در خیابان های چین به دست مردم نگاه کنید ، اغلب آنها یک بطری آب معدنی به همراه دارند که در آن ۴-۳ برگ چای سبز ریخته اند و  در طول روز به تدریج مینوشند.  این هم طریقه بسیار خوبی برای رساندن مواد مفید چای به بدن در طول روز است.  برگ چای سبز در آب معمولی .

- چای سبز را با قند نخورید . اگر نمیتوانید تلخی آن را تحمل کنید ، آن را با گیاهان دیگر مانند خرما و توت بنوشید.

- چای سیاه ، گوارا و خوش طعم است ، اما خودمان را گول نزنیم ، چای نیست. (خواص دارویی بسیار کمتری دارد) چای سماوری و دم شده از آن هم کم خاصیت تر است.

- چای سبز مرغوب ، دوبرابر ویتامین سی ، خاصیت آنتی اکسیدان دارد و قویترین آنتی اکسیدان شناخته شده در سبد غذای انسانها است. یک لیوان چای سبز تقریبا معادل ۴ پرتقال متوسط مواد آنتی اکسیدان وارد بدن شما میکند.

- چای سبز ، بهترین نوشابه رژیمی است . مکانیزم چربی زدایی عالی دارد و به آب شدن چربیهای اضافی و مقاوم بدن کمک شایانی میکند. البته به شرطی که شیرین نشود.

- تست چای سبز مرغوب : یک قاشق تنتور ید در یک استکان آب بریزید ، محلول رنگ تیره (آبی سیر)  پیدا میکند. محلول را در یک لیوان بریزید و لیوان را با چای آماده شده پر کنید ، باید بیرنگ بیرنگ شود ، در غیر اینصورت چای  سبز مرغوبی نخریده اید.

نوش جان

گیاه چای

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:57  توسط اصلان   | 

گنجشک

گنجشکک اشی مشی

لب بوم ما نشین  / بارون میاد خیس میشی / برف میاد گوله میشی / میفتی تو حوض نقاشی ...

فرهاد با آن صدای مخملین نرم میخواند و راستی این کدام پرنده است؟ این رفیق گرمابه و گلستانه ما شهر نشینان ایرانی که همه جا با ما است ، از شمال سرسبز و  مرطوب تا بیابانهای لم یزرع خوزستان ، از قلب کویر تا کوههای کردستان ، در تابستانهای کشنده اهواز و زمستانهای قاتل سنندج .

شاید جالب تر شود اگر بدانید که ما ایرانیها تنها میزبان این کوچولوها نیستیم . تمام اروپا ، آسیا و شمال آفریقا خانه این پرنده بوده و بعدها در تعقیب میزبانش ، انسان ، به استرالیا ، نیوزلند ، آمریکای شمالی و جنوبی و جنوب آفریقا رفته تا هیچ بنی بشری در کره خاک بدون صدای او صبح سحر را معنا نکند.

نقشه توزیع جغرافیایی محل زندگی گنجشک ها

توزیع جمعیتی گنجشک ها

البته مثل ما انسانها ، گنجشک ها هم همه از یک خانواده و با یک سرو شکل نیستند. راستش را بخواهید تنوع گنجشک ها به علت پراکندگی زیاد ، خیلی خیلی بیشتر از ما آدمها است. موش متنوع ترین پستاندار دنیا است و گنجشک متنوع ترین پرنده دنیا . تنوع گنجشک اما دوبرابر موشها است.

تا اواخر قرن هیجدهم میلادی ، یعنی دویست و ده بیست سال پیش ، گنجشک ها فقط ساکن فلات ایران ، بخش عمده ای از اروپا و قسمتی از شمال آفریقا بودند. ولی از آن موقع ، به همراه آدمها و کشتیهایشان ، برای فتح دنیا به راه افتادند . با کریستف کلمب ، آمریکای مرکزی را فتح کردند ، با ماژلان ، آمریکای جنوبی را دور زدند ، با امریکو وسپوچی ، ایالات متحده آینده را  کشف کردند . با واسکو دو گاما ، روی صخره های دماغه امید نیک نشستند  ، و با جیمز کوک ، به انتهای دنیا رفتند و بر سر مائوریهای نیوزلند پرواز کردند.

اما هر خانواده ای ، هر چقدر متنوع و هر قدر پراکنده ، ریشه هایی دارد و نسب از چند خاندان معدود اصیل میگیرد. اصل و نسب تمام گنجشکک های اشی مشی  از این قرار است:

گنجشک اروپایی

- شاخه domesticus که ساکنان اروپا بوده و هستند. 

گنجشک خوزستانی

- شاخه persicus که ساکنان سواحل کارون هستند.

گنجشک فلسطینی

- شاخه biblicus  که ساکنان فلسطین هستند.

گنجشک استرآبادی

-  شاخه hyrcanus  که ساکنان قدیمی استرآباد و گرگان هستند.

-  شاخه bactrianus که ساکنان تاشکند هستند.

- شاخه parkini که خانزاد کشمیر هستند.  

میبینید که ما با اصیلزادگان طرفیم و صبحها جیر جیر خانزاده های اصیل است که از خواب بیدارمان میکند.

تمام شاخه ها و خانواده های دیگر ، سرچشمه شان را از این تیره ها گرفته اند.

گنجشک ها ، نزدیکترین همسایگان انسانها هستند ، ما به آنها وابسته ایم تا بزرگترین دشمنان ما ، یعنی حشرات را از ما دور کنند و آنها به ما وابسته اند تا ریزه های سفره هامان را برایشان بتکانیم . ما به آنها محتاجیم که در هنگامه دود و دم خودروها و تق تق آهن کارخانه ها ، قدری آواز خوش طبیعت بشنویم  و آنها به ما مشتاقند تا قدری امنیت نثارشان کنیم .

منکه خیلی خوشحالم از همسایگی با این کوچولوها ، شما را نمیدانم .

غذا خوردن گنجشکها از دست آدمها

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:0  توسط اصلان   | 

نخستین ماشین تلگراف

اگر امروز به گوگل سر زده باشید ، حتما با دیدن لوگوی عجیب غریب آن فهمیده اید که امروز ، روز  تولد ساموئل مورس ، مخترع تلگراف است.

مورس ، پیشگام عصر ارتباطات بود ، طلایه دار  قشون داده ها . داده هایی که بدون آنها من یکی  و میلیاردها نفر مثل من ، به سختی قادر به ادامه حیات خواهیم بود.

مورس ، در عصر ویکتوریا میزیست ، عصری که مردان و زنان آمریکایی  را جنون اختراع فرا گرفته بود و چشم اندازهایی که علم فیزیک  بر روی  اینان گشوده بود ، چنان مجذوبشان کرده  بود که عارف و عامی در کار دست کاری طبیعت و ساخت وسایل عجیب و غریب بودند. اگر تاریخ صنایع و اختراعات نوشته پیر روسو را بخوانید ، پی به صحت عرض من خواهید برد. 

در این دوران اختراعاتی  به ثبت رسیده که هوش از سر میبرد ، از مرغ تخم گذار مکانیکی که دانه میخورد بگیر تا اتومبیل های بخار . دوران ، دوران بازیهای مکانیکی بود و کسی زیاد به فرزند تازه متولد شده  فیزیک  یعنی فیزیک الکتریسته  توجه نمیکرد.

ساموئل مورس در اصل نقاش بود.  نقاشی که بد نقاشی نمیکرد و در کارش بسیار موفق بود.

نمونه ای از نقاشی ساموئل مورس

نمونه ای از آثار مورس

 مورس  بعد از پایان تحصیلاتش در رشته علوم اسب داری و فقه  در دانشگاه یل Yale برای فروش تابلوهای نقاشی اش که ممر درآمدش بود ، به انگلستان سفر کرد و در آنجا دوستانی پیدا کرد که او را با مفاهیمی پیچیده تر از علم اسب داری آشنا کردند: الکترو مغناطیس .

الکترو مغناطیس ، روح و جسم ساموئل را تسخیر کرد. حرکت اجسام آهنی در کنار حوزه مغناطیسی یک سیم پیچ که در آن  چیزی جاری نبود جز الکترونهای رقصانی که هنوز کسی از وجودشان خبر نداشت.

مورس شروع به آموزش خودش کرد. در دوره های فیزیک الکتریسته دانشگاه ها ثبت نام کرد ، به قول خلیل جوادی "با سیم میماش شب رو به صبح رسوند" و سرانجام به ایده نابی رسید ، ایده ای آنقدر ساده که امروز متعجب میمانید چطور به زودتر به ذهن کسی نرسید. و این خاصیت اختراع است که آنچه را در پیش چشمانت گسترده اند ، ببینی .

ایده مورس این بود که اگر یک کلید را در این سر سیم قطع و وصل کنی و در سر دیگر آن یک سیم پیچ و یک تکه فنر بگذاری ، با قطع و وصل جریان ، فنر به بالا و پایین خواهد رفت و صدا ایجاد میکند. "خوب که چی ؟" ، این جوابی بود که اعضاء کنگره در واشنگتن به درخواست کمک مورس دادند. مورس دستگاهش را ساخت ، به ثبت رساند و با پارتی بازی ، کارمندان  ساختمان  کنگره را راضی کرد که سیمی از یک اتاق به اتاق دیگر وصل کند و پیامی را مطابق سیستم کدینگ خودش ارسال کند. این دمونستراسیون کار خودش را کرد و کنگره ۳۰ هزار دلار برای احداث یک خط آزمایشی بین کنگره و بالتیمور ، اختصاص داد.

با ارسال نخستین پیام ، به مضمون " این است آنچه خداوند خلق فرموده"  "What hath God wrought" تلگراف پا به عرصه تمدن بشر گذاشت و عصر ارتباطات الکتریکی آغاز شد. عصری که با اختراع فکس به تکامل رسید و جای خود را به ارتباط الکترونیک داد و به موزه ها رفت.

 

عکس ساموئل مورس در اواخر عمر سر در نخستین تلگرافخانه جهان  ساموئل مورس در هنگام ثبت اختراع

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:5  توسط اصلان   | 
سلام

به قول آرنولد : I'm Back

یک راست برویم سر اصل مطلب : سونامی

سونامی

 سونامی ، یک تعریف علمی دارد: " مجموعه ای از امواج که بر اثر حرکت حجم عظیمی از آب (مانند اقیانوس) به وجود میاید." خوب این که گفتیم ، این یعنی چه ؟ برای تعریف بهتر و خودمانی تر سونامی به تصویر  زیر نگاه کنید :

این آقا مشغول شبیه سازی یک سونامی مصنوعی است !  طفلک ماهی ها .  سونامی علاوه بر پرش امثال ایشان در آب ، به چند علت دیگر هم بوجود میاد ، مثل زلزله ، آتشفشان و انفجارهایی که زیر آب اتفاق بیافتند.

وقتی زیر آب زلزله میشود ، انرژی وحشتناک زلزله از طریق لایه هایی از پو سته زمین که روی هم میلغزند ، به آب منتقل میشود و ناگهان ظرف چند ثانیه ، حجم عظیمی از آب به جنبش در میاید و به صورت امواجی که ارتفاع آنها گاهی به ۳۰۰ متر میرسد ، به اطراف پراکنده میشوند.

فکر کنید ، ۳۰۰ متر !!، دفعه بعد که از نزدیک برج میلاد رد شدید ، چشمانتان را ببندید و تصور کنید که در قایقی نشسته اید که ناگهان دیواری از  آب به  ارتفاع این برج (البته تا آن قنبلی  بالایی)  جلویتان ظاهر میشود. به عنوان آخرین منظره پیش از مرگ ، باشکوه به نظر میاید ، نه ؟

این امواج غول آسا به نزدیک ساحل که میرسند ، به علت برخورد با کف کم عمق دریا ، مقدار بسیار زیادی از انرژی خود را از دست میدهند و ارتفاع آنها به حدود بیست تا سی متر میرسد ، و سرانجام ته مانده امواج ،  به ساحل برخورد میکنند.

برخورد امواج سونامی به ساحل فلوریدا

برخورد امواج سونامی  به ساحل ، به علت علاقه مفرط ما انسانها به ساخت و ساز در خطوط ساحلی و لمیدن بر روی ماسه های ساحل ، خسارات فراوانی به بار میاورد. کسانی که حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر از ساحل فاصله دارند میتوانند با خیال راحت از حمام آفتابشان لذت ببرند ولی وای به حال آنهایی که هتلشان ، ساحل اختصاصی دارد.

عکس ماهواره ای ناسا از برخورد سونامی با ساحل

 عکس ماهواره ای ناسا از برخورد سونامی با ساحل

و اما از کجا بفهمیم که سونامی در راه است ؟

اول از همه اینکه اگر به سواحل کشور خودمان میروید ، خیالتان راحت باشد :

خزر یک دریاچه است و حجم آب آن برای ایجاد سونامی کافی نیست و خلیج فارس هم کم عمق تر از آن است که امواج سونامی بتوانند در آن دوام بیاورند. 

ولی کسانی که  تایلند و مالزی و هند را ترجیح میدهند بدانند که :

کنار ساحل دراز کشیده اید و زیر سایبان چتری ، سان شاین میل میکنید ، ناگهان میبینید که بچه ها جیغ میزنند و به دریا اشاره میکنند ،  بله آب دریا به سرعت عجیبی در حال عقب نشینی است . منظره بسیار زیبایی است ، چند ماهی جا مانده ، اینجا و آنجا در حال تکان خوردن هستند ، قایقها به گل نشسته اند و مردم با تعجب وارد زمینهایی میشوند که تا چند لحظه قبل پوشیده از آب بود.

در این حال چه میکنید ؟ نه ! به هیچ وجه دنبال دیگران نروید ، سان شاین را پرت کنید و استعداد دویدن خودتان را به کمک بگیرید. شما کمتر از سی ثانیه وقت دارید که ۲۰۰ متر از ساحل دور شوید ، چون آب دریا به سوی زمینهایی که مالک آن است برخواهد گشت ، خیلی سریع و خیلی خشمگین .

سونامی فی النفسه پدیده عجیبی است . کسی مکانیزم واقعی ایجاد آن را نمیداند ولی به هرحال یک پدیده و یک آیه است  که وجود دارد و باید در نظر گرفته شود. ولی متاسفانه وقتی به دنبال هتل خوبی در پوکت و پاتایا هستیم ، به تنها چیزی که فکر نمیکنیم ، سونامی است .

لوح یادبود قربانیان سونامی در هاوایی

لوح یادبود قربانیان سونامی در هاوایی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:36  توسط اصلان   | 

حتما میدانید که زباله های الکترونیکی ، برخلاف ظاهر تمیز و نظیف که دارند ، اصلا بی آزار و بی خطر نیستند ، بلکه به علت وجود فلزات سنگین مثل سرب و کادمیم و هیدروکربنهای سمی ، بسیار خطرناک هستند و بازیافت اونها در اروپا و آمریکا ، کلی قوانین سفت و سخت دارد که رعایتشان کار حضرت فیل است.

ولی اصلا نگران نباشند دوستان امریکایی و اروپایی ما ، پس کشورهای جهان سوم برای چه روی نقشه ترسیم شده اند؟!؟

سرانه تولید زباله الکترونیکی در دنیا حدود ۲۰۰ گرم و در آمریکا حدود ۵/۱ کیلوگرم در سال است ، ولی چه باک ؟! سالی حدود ۵۵۰،۰۰۰۰ تن ( ۵۰ هزار کامیون پر) زباله خطرناک دارید؟ قوانین باعث میشود نتوانید نابودشان کنید ؟ کاری ندارد ، بریزیدشان داخل ۵۰هزار کانتینر و بفرستید به جهان سوم .

اینهم گزارش خبرنگار Times از یک دهکده در چین که ۵۷٪ زباله الکترونیکی دنیا را بازیافت میکند:

تصاویر خیلی گویا است ولی توضیحات خبرنگار را هم زیر هر تصویر نوشته ام .

The city of Guiyu is home to 5,500 businesses devoted to processing discarded electronics, known as e-waste. According to local websites, the region dismantles 1.5 million pounds of junked computers, cell phones and other devices a year.  

شهرک گیو Guiyu در چین محل تمرکز ۵۵۰۰ بنگاه کوچک و متوسط است که همگی مشغول بازیافت زباله های الکترونیکی هستند. بنا بر آمار رسمی ، سالانه ۷۵۰،۰۰۰ تن انواع زباله الکترونیک شامل کامپیوتر ، موبایل و غیره وارد این شهر میشود.

The niche industry employs tens of thousands of people, many of them in small, family-run workshops.

صنایع زیر پله ای این شهرک ، دهها هزارنفر کارگر را به خود جذب کرده که اکثرا به صورت خانوادگی در این شهرک فعالیت میکنند.

The ewaste is mined for the lead, gold, copper and other metals that are found in the circuit boards, wiring, chips and other parts of electronic devices. In this photo, a worker heats a computer board on a steel surface to remove the computer chips soldered into it

یکی از مهمترین محصولات بازیافت بوردهای الکترونیک ، سرب ، قلع ، مس و طلای موجود در آنها است. در این عکس یک کارگر مشغول حرارت دهی یک بورد کامپیوتر برای استخراج فلزات موجود در آن است.

Much of the waste from the work, particularly the ash from the burning of coal, is dumped into city's streams and canals, poisoning the wells and groundwater.

شهر آیهای سیاه ، لقب این شهرک است. اکثر پسماندهای ناشی از بازیافت زباله های الکترونیک ، به همراه خاکستر باقیمانده از سوخت ذغال سنگ (منبع انرژی رایج شهرک) به جویها و کانالهای شهر راه پیدا میکنند و آلودگی شدید منابع سطحی و آب چاهها را موجب میشوند.

Huge Supply

Guiyu — and places like it in India and Africa — fluorish because it is far cheaper to break down e-waste there than it is in the developing world, where companies must follow strict guidelines.

تقریبا ۸۰ درصد مواد اولیه صنایع بازیافت این شهر از اروپا و امریکا تامین میشود. گیو و شهرک های مشابه آن در افریقا و هند ، به دلیل هزینه های نزدیک به صفر بازیافت ، مورد علاقه شدید شرکتهای امریکایی و اروپایی هستند که برای بازیافت این زباله ها قوانین سفت و سختی دارند.

According to Guiyu's own website, the e-waste business generates $75 million a year for the town.  

مطابق آمار رسمی ، در آمد شهرک گیو از بازیافت حدود ۶۵٪ زباله الکترونیک جهان ، در سال در حدود ۷۵ میلیون دلار است . ( معادل درآمد سرانه ۳۰۰۰ آمریکایی)

Circuit boards, which can contain tiny amounts of gold and silver, are treated with acid baths.

برای استخراج اندک طلا و نقره موجود در بوردهای کامپیوتر ، از حمام تیزاب (اسید نیتریک و سولفوریک) استفاده میشود که پسماندهای وحشت آوری تولید میکند.

Health reports from the region say that Guiyu's children suffer from an extremely high rate of lead poisoning

گزارشهای مراکز بهداشتی ، حاکی از میزان سرب بسیار بالا در خون کودکان گیو و شیوع مسمومیت سرب در میان کودکان این شهرک است. کودکانی که تقریبا از ۶ سالگی مشغول به کار میشوند.

مطابق گزارش دانشگاه پزشکی شانتوی چین ، گیو از لحاظ آلودگی به مواد سرطان زا ، در چین رتبه اول را کسب کرده . البته این تنها رتبه اول برای این شهرک نیست ، گیو عنوان رتبه اول سقط جنین در چین را نیز  یدک میکشد.

اینها هم چند عکس دیگر از زباله های الکترونیک  که کشفیات خودم هستند و در گزارش تایمز نبودند:

کودک ۵ ساله مشغول بازیافت سیم تلفن

گزارش افتخار آمیز یک شرکت آمریکایی از میزان بازیافت محصولاتش در سال ۲۰۰۷ . جالب اینکه در گزارش عنوان شده که این شرکت بنا به وظیفه اجتماعی و کمک به حفظ محیط زیست شهروندان آمریکایی ، هزینه این بازیافت را متحمل میشود!؟!

تصاویری از کارگاه بازیافت همین شرکت در چین که توسط یک خبرنگار تهیه شده.

 

و اینهم تصاویری از پیش پرده و پشت پرده یک کنفرانس بازیافت زباله های الکترونیک در آمریکا و چین

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 2:2  توسط اصلان   | 

بازی شادی تماشا

صحنه اول : سه مرد ، سه تفنگ ، یک سنگ ... حتماً صحنه معروف پایانی فیلم خوب بد زشت یادتان هست . چه کسی برنده خواهد بود ؟ چه کسی به کدامیک شلیک خواهد کرد؟ پیغام نوشته شده روی سنگ به دست چه کسی خواهد افتاد؟ ...

صحنه دوم : کنفرانس اجلاس سران هفت کشور صنعتی ... آمریکا و متحدانش میخواهند موضوع استقرار موشکها در لهستان را از دستور جلسه حذف کنند . روسها از سوی دیگر مصر به مذاکره بر سر این مسئله و طرح شکایت هستند . فرانسوی ها طبق معمول دودوزه بازی میکنند و موضعشان از پیش معین نیست . چه کسی پیروز میدان خواهد بود؟ آیا آمریکا مجبور به جمع آوری موشکها میشود؟ آیا روسها تسلیم میشوند و مذاکرات را بدون طرح شکایت قبول میکنند؟ فرانسه در راه چه کسی سنگ خواهد انداخت ؟ ...

صحنه سوم: مراسم جشن پایان سال دانشکده. منصور و ۴ دوست عزب اوقلی اش بر سر یک میز و میترای زیبا  و ۴ دوست درب و داغانش بر سر میز بغلی ، مامور حراست ، ناراضی از نحوه برگزاری جشن در بالای سالن در حال نظاره .

 منصور سالها است که میخواهد دل میترا را به دست آورد و امشب به عنوان آخرین فرصت قصد دارد حداقل شماره تلفن او را به دست بیاورد.

منصور به وفاداری و فداکاری دوستان خودش مطمئن است ولی در عین حال میداند که دل سعید هم در پی میترا است و ممکن است همکاری او به رقابت تبدیل شود. در ضمن منصور فهمیده است که میترا در جمع دوستانش بسیار مغرور و سرکش عمل میکند و به هیچ عنوان روی خوش به پسری نشان نخواهد داد. میترا کلاً به غرور فراوان متهم بوده و هست و همه میدانند که تا چه حد حسود است . البته تمام این گناهان به برکت زیبایی فوق العاده او قابل بخشش محسوب میشد.

ضمناً تا زمانی که گواهینامه های فارغ التحصیلی صادر نشده ، قدرت بی چون و چرای مامور حراست را نمیشود نادیده گرفت. و مسلم این است که با وجود مینو در جمع دوستان میترا ، دختری که چهار سال است آقای مامور بی فایده از او خواستگاری میکند ، کنده شدن نگاه ایشان از میز میترا و دوستان امر محال خواهد بود.

آیا منصور خواهد توانست شماره تلفن در دست ، مراسم را ترک کند ؟ و یا دستبند در دست ، راهی کمیته انضباطی خواهد شد؟

تئوری بازی

تمام صحنه های بالا ، مثالهای خوبی هستند از اینکه چطور میشود تمام رخدادهای اطراف را ، چه بزرگ و چه کوچک در قالب یک بازی کودکانه مدل سازی کرد . از مذاکرات سران بزرگترین دولتهای جهان گرفته تا تقاضای یک شماره تلفن ناقابل! همه و همه را میشود یک بازی دید.

اما چه فایده ای در این کار هست ؟ در این بازی دیدن همه رخدادها ؟ برای جواب به این سئوال اول از همه باید بازی را معنی کرد. بازی چیست؟

بازی فعالیتی است هدفمند که توسط یک فرد یا گروه در درون یک اجتماع انجام میشود تا در تقابل با رفتارهای دیگر زیر مجموعه های اجتماع که با او هدف مشترک دارند ، با کیفیت بهتر به هدف برسد.

اوووووووووو ، کی بره اینهمه راه رو. ولی صبر کنید ، بازی است دیگر ، آن قدرها هم پیچیده نیست. به زبان ساده تر بازی یعنی اینکه شما به هدفت برسی ، پس اول از همه هدف به بازی شکل میدهد. دوم اینکه بازی هیچوقت یک نفره نیست ، در جمع و اجتماع معنی میشود. سوم اینکه وقتی جمع آدمها هست و منفعتی ، همیشه رقیبی هم وجود خواهد داشت که همان هدف و منفعت را میخواهد. حالا بازیکن بدو ، رقیب بدو .

خوب یک بار دیگر تعریف بالا را بخوانیم ، پس بازی شامل این رکن ها است:

رکن یک ) هدف

رکن دو ) فعالیت هدفمند (استراتژیک)

رکن سه ) جامعه

رکن چهار) رقیب 

خوب حالا اگر وسیله ای به شما بدهند که بتوانید برای هر رفتار حریف ، جوابی عالی در آستین داشته باشید که در نهایت شما را به حداکثر منفعت برساند ، قبول نمیکنید؟

فرض کنید آقای اوباما این وسیله را در اجلاس سرانی که در صحنه دوم مجسم کردیم ، به همراه آورده باشد. حالا او میداند که اگر فرانسه با آمریکا لاس بزند ، چه حرکتی انجام دهد که روسیه کاملا منزوی شود و در عین حال میداند که اگر فرانسه از در دوستی با روسها دربیاید ، چگونه مذاکره کند تا روسیه ترجیح بدهد از موشکها موقتاً صرفنظر کند و ... خلاصه رقیب هر حرکتی انجام بدهد ، اوباما قادر خواهد بود پیش بینی کند که حداکثر سود در چه پاسخی خوابیده!!

خبر اول اینکه آقای اوباما این وسیله را در اختیار دارد !!

خبر دوم اینکه اسم این وسیله هست تئوری بازی !

دنیا در حقیقت چند چیز را مدیون دانشمند بزرگ قرن بیستم "جان فون نویمان" است . چیزهای خوبی مثل همین کامپیوتری که الان جلوی من و شما است و ما را به هم مرتبط کرده یا نیروگاههای هسته ای و چیزهای بدی مثل بمب اتم و بمب هیدروژنی . تئوری بازی ها هم یکی از این دستاوردها است که نمیدانم در گروه بدها است یا خوبها.

به هر حال فون نویمان در سال ۱۹۴۴ که آخرین سال جنگ دوم جهانی بود ، کتابی نوشت به نام  Theory of Games and Economic Behavior که در باره مدل سازی رخدادهای بازرگانی به کمک مدل سازی آنها در قالب یک بازی بود.

این نظریه کلی سروصدای آکادمیک به پا کرد ولی هنوز در چهارچوب دانشگاهها باقی ماند. در سالهای پایانی دهه ۵۰ میلادی ، جان نش (فیلم یک ذهن زیبا با بازی راسل کرو را ببینید ) تئوری بازی را به سطوحی توسعه داد که پیش از آن قابل تصور نبود. او با وضع نظریه ای که بعدها به نام خود او تئوری موازنات نش مشهور شد ، باعث جلب توجه بسیاری از بازرگانان ، ارتشی ها و سیاستمداران به کاربردهای وسیع این نظریه شد.

تئوری بازی به طور خلاصه روشهای کاربردی ریاضی برای تحلیل رفتارهای افراد یک اجتماع با رفتارهای روانشناختی معین و فعالیتهای هدفمند (استراتژیک) در قالب گروههای رقیب است.

به بیان ساده تر ، تئوری بازی به شما میگوید که در مقابل اعمال حریفان چه واکنشی نشان دهید تا بیشترین سود را کسب کنید. معرکه است ، نه ؟

بگذارید یک مثال خیلی ساده بزنم . فرض کنید دو بازیکن داریم :

بازیکن یک دو انتخاب دارد : فعالیت  f و فعالیت  u

بازیکن دو هم دو انتخاب دارد : فعالیت A و فعالیت R

هدف این بازیکن ها کسب بیشترین امتیاز است. فرض کنید جدول امتیازها اینطوری باشد:

خوب حالا اگر بازیکن یک ، مثلا ، فعالیت f را انجام دهد و بازیکن 2 ، فعالیت R را ، هیچ به هیچ

اگر یک ، حرکت U را انجام دهد و دو ، فعالیت A  را ، نتیجه به طرز غریبی به نفع بازیکن یک تمام میشود: 8 به 2 .

 بازیکن یک ، اگر تئوری بازی را بلد باشد میداند که بازیکن دو به احتمال قریب به یقین فعالیت A را انجام خواهد داد ، چون در R برایش امیدی به کسب امتیاز نیست. نگاه کنید : R در هر صورتی برای بازیکن دوم امتیاز صفر میاورد. کسی هم که برای امتیاز صفر بازی نمیکند ، پس شماره دو قطعاٌ فعالیت A را انتخاب میکند مگر اینکه خل شده باشد.

پس ، تکلیف بازیکن یک از همان اول مشخص است او باید استراتژی U را انتخاب کند و بس ! و با امتیاز 8 به 2 به خانه برود و کیف کند.

به همین سادگی ، به همین خوشمزگی !

امٌا و امٌای مهم :

برای استفاده از تئوری بازی ، به چند پیش زمینه نیاز داریم:

اول) شناخت درست هدف

دوم ) شناخت دقیق رقبا ، جامعه و اولویت های آنها

سوم ) شناخت دقیق فعالیتهای ممکن

چهارم ) تشخیص بهترین راه.

 اجازه بدهید به مثال منصور و رفقا برگردم و مطابق تئوری بازی ، رخداد تور زدن میترا را بدون استفاده از ماتریس و ریاضیات تحلیل کنم :

اول ) هدف : برقراری ارتباط دوستانه با میترا در کوتاهترین زمان ممکن و با امنیت کامل

این خیلی مهم است چون اگر هدف را اشتباه تشخیص دهد ، به نتایج بدی خواهد رسید . مثلا اگر هدف را گرفتن شماره تلفن از میترا خانم قرار دهد ، ممکن است کتک خورده و در راه کمیته انضباطی  ، شماره را در دستش مچاله کند !

دوم ) شناخت دقیق رقبا ، جامعه و اولویت های آنها :

منصور باید چند فرض را به دقت در نظر بگیرد:

ا- مامور حراست و اولویتهایش

2- سعید به عنوان یک دوست و یک رقیب بالقوه

3- فداکاری دوستانش

4- حسادت ذاتی میترا خانم

 سوم ) تشخیص دقیق فعالیتهای استراتژیک ممکن:

در اینجا منصور باید به سرعت تمام کارهایی را که میتواند انجام دهد ، رقبایش میتوانند انجام دهند و جامعه میتواند بروز دهد را بررسی کند و با فراست تمام رفتارهای خطرناک و غیر معطوف به هدف را حذف کند.

مثلاٌ: چشمک زدن به میترا از سر میز خودش -> دل به هم خوردگی میترا  یا خنده دوستان میترا یا خنده رفقای خودش و ناراحتی منصور یا دیده شدن توسط مامور حراست -> بیخیال

یا : رفتن به سر میز میترا و درخواست شماره تلفن -> دل به هم خوردگی میترا و خنده همه میزها و دیده شدن توسط مامور حراست و حسادت سعید -> بیخیال

....

....

چهارم ) تشخیص بهترین راه :

از فهرست بالا ، مغز تئوری دان منصور بیشترین امتیاز را به راه زیر خواهد داد :

با استفاده از فداکاری سعید ، از او میخواهد که به سر میز میترا رفته و به بهانه واهی ، مینو خانم را به بیرون سالن ببرد ، مثلا یک تلفن اضطراری یا یک کار اداری فوری . به این ترتیب سعید پیش از آنکه حسادتش گل کند و به یک رقیب تبدیل شود ، از گردونه حذف میشود. ضمناً مامور حراست هم بدون شک به دنبال سر در آوردن از کار مینو خانم ، سالن را ترک خواهد کرد و امنیت برقرار میشود.

پس از آن با استفاده از فداکاری دوستانش از سه دوست دیگرش میخواهد که به سرعت به سر میز میترا بروند و دوستان او را به صحبت بگیرند. به این ترتیب ، میترا در وضعیتی قرار میگیرد که دوستانش علیرغم زشت تر بودن به سرعت ، همدم و هم صحبت پیدا کرده اند و او تنها مانده !! لذا حسادتش به شدت گل میکند و آمادگی خواهد داشت که به اولین درخواست همصحبتی پاسخ مثبت بدهد !

به این ترتیب ، دور از چشم مامور حراست ، منصور شماره تلفن در جیب به خانه میرود !

این است تئوری بازی !!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 14:11  توسط اصلان   | 

ای صاحبان چشمها ، عبرت بگیرید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز برحسب اجبار ، خانه نشین بودم و معتکف تلویزیون و کتاب و مجله ، مستندی به تورم خورد که از دیدنش ، سخت دگرگون شدم . مستندی بود از دره مرگ .

دره مرگ ، خشک ترین ، گرمترین و کم ارتفاع ترین صحرای جهان است. باور عمومی این است که این در این مکان حتی مارمولک ها هم طاقت زندگی ندارند.

در سال ۲۰۰۲ بعد از ۱۱۰ سال (یعنی زمان سلطنت محمد علی شاه) در این دره باران بارید ، آن هم چند ده میلیمتر ، به قول گوینده : "در حد یک رگبار بهاری" و گروه مستند ساز برای ثبت اثرات باران به آنجا رفته بودند.

باور کردنی نبود . اگر کسی برای من تعریف میکرد ، گمان میکردم "خالی بندی" میکند. دوستان ، صحرا ، افق تا افق از زیباترین گلها و گیاهانی که میشود تصور کرد ، پوشیده بود. گشتم و عکسهایی در اینترنت پیدا کردم .

دره مرگ پس از باران

عکسهای خوبی هستند هرچند به هیچ عنوان نمیتوانند مثل آن فیلم حق مطلب را ادا کنند.

آخر چطور میشود دره ای که ۱۱۰ سال  به حال عکس دومی بوده ، ظرف یک شب بشود آن گلستان عکس اولی ؟!؟ فیلم میگفت بذر برخی از این گلها بیش از یک قرن عمر دارند.

بعد نوبت حشرات بود.یک قلم  ۱۵۰۰۰۰۰۰۰۰ عدد ملخ از زیر خاک بیرون آمدند. بله ، یک ونیم میلیارد ملخ به مدت ۴۰ سال در زیر خاک سوزان این تنها صحرایی که رطوبتش در حالت عادی صفر است و دمایش برخی روزها به ۷۵ درجه میرسد ، صبورانه انتظار کشیده بودند. ابر ملخ تشکیل شده ، ۵۰ کیلومتر مربع وسعت داشت. آنها تنها ۷ روز فرصت داشتند تا تغذیه کنند، بزرگ شوند ، تولید مثل کنند و تا باران بعدی محو شوند.  

بعد نوبت جوندگان بود که از کوهها سرازیر شدند و به دنبال آنها شکارگران و پرندگان و ... خلاصه صحرای لم یزرع که نام مرگ به پیشانی دارد ، برای تنها چند روز ، شعبه ای از باغ بهشت شده بود.

برای من مثل فیلمهای علمی تخیلی بود. مگر معجزه شاخ و دم دارد که ما مردم دائم منتظر آن هستیم تا ایمان بیاوریم ؟ این انفجار حیات ، در دره مرگ ، مگر معجزه نیست؟

گوینده میگفت (و راست میگفت) که شاید این اولین و آخرین فرصت نسل های زنده دنیا باشد که دره مرگ را به این صورت ببینند. ومن فکر میکردم که معجزه نسل ما رخ داد ، اما چند نفر دیدند و از این تعداد ، چند نفر عبرت گرفتیم ؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با خودم قرار گذاشته بودم که تا معرفی بازیگران لاست تمام نشده ، پست دیگری ننویسم ، ولی نتوانستم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 16:38  توسط اصلان   | 

 

 

 

یکی از اقوام خدمتکار روستایی داشت که خیلی مهربان و با نمک بود.

هر روز هنگام برگشت  پدر خانواده از کار  ، صدای ماشین و درب گاراژ که بلند میشد ، او را میدیدی که سینی محتوی یک ظرف کالباس و خیارشور ، یک ظرف نان تست ، یک کاسه ماست و خیار ، دو قوطی نوشابه ، یک لیوان پر از یخ و یک گیلاس خالی را در دست گرفته و به سوی اتاق نشیمن میرود. همیشه میگفت :

" مو نمدانم ، اقا دوکتر هم از راه مرسه ای کوکا کولباسش بی ید رو میزشا بشه ، والا ناراحت مره موره دعوا منه .... خوب گشنشا مشه از سر کار که مین ، ای کوکا کلباس هم که خیلی دوس درن"

ترجمه فارسی : "من نمیدانم چرا ، ولی آقای دکتر توقع دارن به محض ورود ، سینی کوکا و کالباس روی میز اتاقشان آماده باشد. در غیر اینصورت از دست من عصبانی میشوند و دعوایم میکنند. لابد دلیلش این است که سر کار گرسنه میشوند و کوکا و کالباس هم غذای مورد علاقه ایشان است. "

البته بنده خدا هرگز دلیل واقعی عجله و اصرار برای حاضر بودن سینی مذکور را نفهمید !!

 

 

و اما ، امروز که آقای دکتر مبتلا به افسردگی و پوکی استخوان شده ، میخواهم مطلبی را عرض کنم :

 - در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه ۱۰ لیتر كوكاكولا در صندوق‌عقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كنند.
 
 
 
 
 
- یک تکه گوشت خام را در یک کاسه کوکاکولا قرار دهید ، بعد از دو روز ناپدید میشود.
 
 
  

- بهترین وسیله برای لکه زدایی سرویسهای بهداشتی ، کوکاکولا است.

 

برای رفع لکه های زنگ از سپر های فلزی پیکانهای قدیمی ، کافی است سپر را با یک تکه فویل آلومینیوم آغشته به کوکاکولا بسابید.

 

 

- روی قطب های اکسیده ماشین ، کوکاکولا بریزید تا مثل روز اول شود. 

 

- یک دستمال آغشته به کوکاکولا روی یک پیچ زنگ زده که گیر کرده بگذارید ، بعد از چند ساعت به راحتی باز میشود. 

 

- برای شستشوی لباسهای خیلی چرب و پر لکه ، یک بطری نوشابه به همراه لباسها داخل ماشین لباسشویی بریزید. آنزیمهای کوکاکولا ، چربی را برطرف میکنند.

 

 

- اگر در زمستان به شیشه ماشین کوکاکولا بمالید ، یخ نمیزند.

 

- رانندگان کامیون سالها است که با نوشابه موتور کامیونها را میشورند.  

 و جهت اطلاع بیشتر :  

·   ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌كند. همچنين كلسيم را از استخوانها می‌زدايد و عامل اصلی افزايش  پوكی استخوان است.

 

و حالا یک سئوال : نوشابه چی میل دارید ؟

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 12:10  توسط اصلان   | 
پست امروز ، به درد خیلی ها نمیخوره و حوصله خیلی ها رو سر میبره . ولی نمیتونم ننویسمش.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به کسانی که تصور میکنند ، اروپا ، مدرن و آزاد خلق شده و همچنین به دوستانی که بر اساس کتابهای تاریخ درسی ، فکر میکنند به محض اینکه شمشیر طارق بن عبدالعزیز از نیام کشیده شد، اروپا عصر جهالت را پشت سر گذاشت ، عرض میکنم که بر خطا هستند. سده ها ، قرن ها ، صدها سال ، هزاران روز و شب تیره و تار طول کشید تا دیو جهل و ظلم از خاک اروپا رخت بربست و پاسداران شب ، از کلیساها بیرون رفتند.

هزاران هزار مرد و زن بر سر دار شدند ، سوزانده شدند ، شکنجه شدند ، بی آنکه دست از ایمان به خدا ، حق و عدالت بردارند تا سرانجام نبیره  نوه آنها توانست کاریکاتور پاپ را بکشد ، آزمایشگاه شیمی درست کند ، باورهای قدیمی را به چالش بگیرد ، بی آنکه خطر سوختن تهدیدش کند.

راه طولانی و سختی پیمودند مردان و زنان اروپا ، راهی که از وادی سلامت و امنیت و شادی نمیگذشت. راهی که نهایتش معلوم نبود ، راهی که امیدی در آن پیدا نبود. آنها ضعیف بودند و بی سلاح و نگاهبانان شب و جهل ، پر توان و در اوج قدرت . راه مبارزه در راه حق و عدالت ، راهی نیست که هر کسی را توان پیمودنش باشد.

خوشا به سعادت اروپائیان که از نعمت وجود این مبارزان برخوردار بودند.

اسم نهضت این مردان و زنان ، در سالهای بعد نهضت علمی گذاشته شد.

 داستان من ، داستان زندگی اولین شهید این نهضت است. شهیدی که سلاحش نه شمشیر ، که قلم بود ، همان قلمی که خداوند به آن سوگند یاد فرموده ، سلاحی که برنّده تر از شمشیر و دور پرواز تر از تیر است:

شهید اوّل راه علم

گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن

                               شیخ صنعان خرقه ره خانه خمار داشت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جیوردانو برونو

نام او را فیلیپو گذاشتند. کودکی زاده شده در کامپانیای ایتالیا ، فرزند جیووانی برونو ، سرباز قوای صلیبی .

۱۵۴۸ سال از میلاد مسیح (ع) گذشته بود و کلیسای کاتولیک ، مدعی جانشینی خدا در زمین ، در اوج قدرت نمایی و تاراج اندیشه ها و ثروت های مسیحیان بود.

یازده سالش که بود به ناپل فرستاده شد تا در مدارس آنجا "سه گانه" (trivium) بخواند. "سه گانه" شامل دروس دستور زبان ، منطق و عروض بود و راه ورود به مدرسه الهیات و دروازه کشیش شدن.

مطابق خواسته والدینش ، فیلیپو در سن ۱۵ سالگی به فرقه کاتولیک دومینیکن پیوست و اسم خود را به جیوردانو تغییر داد. در سال ۱۵۷۲ ، در سن ۲۴ سالگی به مقام روحانیت رسید و جامه کشیشی بر تن کرد.

در طول مدت تحصیل ، علاقه جیوردانو به فلسفه برای همه آشکار شده بود و او را به عنوان متخصص خبره هنر حافظه (Ars Memorativa ) میشناختند.

نمونه ای از طرحهای گرافیکی هنر حافظه اثر جیوردانو برونو

این طرحها برای کمک به حفظ مسائل فلسفی رسم شده

جیوردانو چند کتاب در باب اصول "هنر حافظه" نوشت که احتمال میدهند بر اساس اصول هرمتیک نوشته شده باشد.

در طول تحصیل دو مسئله ذهن فعال و کنجکاو جیوردانو را سخت به خود مشغول کرد. اوٌل فلسفه هرمتیک (که بسیاری آن را آغازگر افکار رنسانس میدانند) و دوٌم اصول حرکت بیضوی کوپرنیک. او در این اصول آنچنان عمیق شد که ادعا کرد اصول ریاضی حرکت بیضوی را بهتر از کوپرنیک درک کرده.

عجبا از این مغز ، فتبارک الله الاحسن الخالقین

فلاسفه و اندیشمندان دیگری هم بودند که افکار و آراء آنها توجه جیوردانو را به خود جلب کرد و بر جهان بینی او تاثیر گذاشت. کسانی چون :

- توماس آکوئیناس Thomas Aquinas

- آوروئس Averroes

- دانس اسکاتوس  Duns Scotus

- ماریسیلو فیچینو  Marsilio Ficino

و ...

تنها دو سال فاصله بود بین زمانی که جیوردانو ردای کشیش پوشید تا شبی که از ترس بازرسان تفتیش عقاید ، ناپل را ترک کرد و به رم رفت. عمر اقامتش در رم نیز دراز نبود و مجبور شد این شهر را هم به بازرسان افکار واگذارد و فرار کند. در همین سال ، جدا شدن او از فرقه دومینیکن و پیوستنش (برای مدتی کوتاه) به فرقه کلوینیست ها نیز به وقوع پیوست و سران فرقه ها را به فکر چاره جویی برای ماری که خود در آستین پرورانده بودند ، انداخت.

در سال ۱۵۷۹ ، سران رم ، جیوردانو را خارج از دین (excommunicated) اعلام کردند. او بلافاصله توبه نامه نوشت که منجر به بخشش ظاهری شد ولی دیگر جانش در ایتالیا در امان نبود ، لذا راه فرانسه را در پیش گرفت و به شهر لیون گریخت.

در لیون بیکاری به سراغش آمد و وادار شد تا آن شهر را به مقصد تولوز و سپس پاریس ترک کند. در پاریس یک انجمن آموزشی تاسیس کرد و شروع به تدریس عقاید خود و تحریر آنها نمود. در پاریس بخت روی خوش خود را به جیوردانو نشان داد. او نه تنها موفق شد به کمک دوستان مقتدری که در این شهر یافته بود ، امنیت لازم برای انتشار آثارش را به دست آورد ، بلکه موفق شد برای اولین بار از حلقه حکام و قدرتمندان پا را فراتر گذاشته ، با عامه مردم ارتباط برقرار کند. نشانه بارز این ارتباط کمدی  "مشعل کش " "Il Candelaio" بود که به کمک آن نظریات فلسفی اش را در قالبی عامه پسند ابراز کرد. از جمله کسانی که به شدت به نظریات او در باب فلسفه و دین جذب شد ، هنری سوم پادشاه انگلیس بود.

 در سال ۱۵۸۳ ، به دعوت همین پادشاه ، جیوردانو روانه انگلستان شد و در اکسفورد ، کرسی را اشغال کرد و به تدریس پرداخت. اسقف اکسفورد ، جان اندرهیل و جورج ابوت اسقف کانتربوری به شدت به نظرات و مباحث مطرح شده توسط برونو حمله کردند و باعث شدند که حتی با وجود حمایت بیدریغ هنری سوم ، جیوردانو از کرسی خودش در آکسفورد محروم و از انگلستان رانده شود.

اسقف کانتربوری ، جناب جورج ابوت در سخنرانی به مناسبت اخراج برونو فرمودند :

" خدای را شاکریم که این فرد را از میان ما بیرون راند. کسی که بر اساس عقاید مشکوک شخصی به نام کوپرنیک به جوانان ما تعلیم میداد که زمین گرد است و در فضا شناور و آسمانها ثابت اند و پایدار ، حال آنکه آنچه شناور و سرگردان بود ، کله کوچک و مغز حقیر خود او بود..."

 پس از این همه لطف و محبت که در حق او نثار شد ، جیوردانو راه آلمان را در پیش گرفت و چند سالی در آن کشور بود تا دعوتنامه ای از شخصی به نام موکنیگو به دستش رسید که از میخواست به عنوان معلم خصوصی به ملک او در ونیز برود. اوضاع مالی چنان خراب بود که چاره ای جز قبول دعوت نبود. جیوردانو به ونیز رفت و ظرف دو ماه با شکایت از پیش طراحی شده موکنیگو مبنی بر آموزش کفر به او و فرزندانش ، ماموران تفتیش عقاید بر سرش ریختند و او را به زندانی در رم فرستادند تا به جرم آموزش کفر و زندقه محاکمه شود.

برونو ۷ سال در زندان در انتظار محاکمه به سر برد ، ۷ سالی توام با بازجویی ها و نوازشهایی که همه ما در فیلمها شاهدش بوده ایم . برهنگی مطلق در زندان ، چرخ شکنجه ، داغ و درفش ، بخشی از این نوازشها بود.

بالاخره متن کیفر خواست او آماده شد ، اهم اتهامات عبارت بود از :

- داشتن عقاید خلاف نظر کلیسای مقدس کاتولیک و بیان عبارات مخالف نظر پاپ اعظم

- داشتن عقاید مخالف با تثلیث مقدس (پدر ، پسر و روح القدس) و مخالفت با فلسفه عروج و تقدس مسیح (ع)

- ابراز بیانات کفر آمیز در مورد انسان بودن مسیح (ع) و انکار فرزندی خداوند.

- عدم عقیده به نان فطیر و شراب مقدس به عنوان گوشت و خون عیسی و مخالفت با مراسم مس ربانی

- داشتن عقیده به تعدد جهانها (وجود کرات ذیحیات دیگر )

- داشتن عقیده به تناسخ ارواح و اشیاء

- مبادرت به انجام جادو (آزمایشات شیمیایی)

- انکار باکرگی مریم مقدس (ع)

برونو پس از تحمل ۷ سال زندان و دهها سال در به دری ، توانی برای مقابله نداشت ، ندامت نامه ای نوشت و از تمام عقاید و آثار قبلی خودش تبری جست به جز یکی : عقیده به تعدد جهانها . این توبه نامه بازپرس ها و قضات را قانع نکرد. آنها یک توبه نامه تمام عیار میخواستند ، نه توبه نامه مشروط.

برونو به شخص پاپ متوسل شد و تقاضای قبول توبه نامه اش را مطرح کرد. به دوستان سابق و حامیانش نامه نوشت و خواست که نزد پاپ شفاعت کنند ولی همه بی فایده ، هیچکس سری را که درد نمیکرد دستمال نمیبست.

سرانجام جوابیه پاپ به دستش رسید. پاپ ضمن کافر خطاب کردن او ، اعلام کرده بود که از عقاید او بیزار است و امیدوار است که قضات عادل ، با صدور رای سوزاندن ، موجبات رستگاری او را فراهم کنند!!!!

پاسخ برونو به حکم نهایی قضات ، در حالی که به اجبار بر سنگهای کلیسا زانو زده بود ، برای ابد در تاریخ ثبت شد:

"عقیده من آن است که شما ، قاضیها ، این حکم را با ترسی بیش از آنچه من از شنیدنش احساس میکنم ، صادر کرده اید."

وی را به میدان مرکزی شهر رم بردند ، زبانش را با سیخ فولادی سوراخ کردند و فکهایش را با سیم آهنی به هم دوختند و پس از این نمایش ، باقیمانده بدنش را در مقابل چشمان مردم وحشت زده به آتش سپردند.

سال ، سال ۱۶۰۰ میلادی بود ، روز،  ۱۷ فوریه

در سال ۱۸۸۹ ، روز ۱۷ فوریه ، شهرداری شهر رم ، به درخواست ویکتور هوگو ، هربرت اسپنسر ، هنریک ایبسن و فردیناند گرگوریویوس ، مجسمه یادبود جیوردانو برونو را در محل سوزانده شدن او ، درست در مقابل دادگاه تفتیش عقاید برپا کرد تا تاریخ قضاوت کند که برنده کیست.

 

 

یادبود جیوردانو برونو

                 قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

                        قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 16:19  توسط اصلان   | 

عجایب هفتگانه

همیشه میگیم و میشنویم ، "واقعاٌ که جزء عجایب هفتگانه است ..." یا "بده جزو عجایب هفتگانه ثبتش کنن" یا " این یکی فکر کنم عجایب هشتمه " و ...

ولی اگه همون لحظه یقه امون رو بگیرن و بگن عجایب هفتگانه رو نام ببر... خوب فکر کنم ۸۰٪ تو جواب بمونیم.

برای رفع اشکال :

اول) عجایب هفتگانه باستانی :

هرم بزرگ جیزه - مصر - موجود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حدائق معلق بابل - نابود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مجسمه زئوس در المپیا - نابود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

معبد آرتمیس در افس (ترکیه) - نیمچه موجود (خودم دیدم ، چیز زیادی نمونده)

(ناکس ها ، اینو که یه ستون ازش مونده میذارن ، بعد تخت جمشید ، کشک)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بنای یادبود ماسولوس (ترکیه ، بودروم)  - اینم نیمچه موجود (طبق مشاهدات عینی خودم)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیکره رودس  - نابود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فانوس دریایی اسکندریه  - اینم نابود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دوم) عجایب هفتگانه  مدرن (و بعضاٌ پست مدرن)

تونل مانش (فرانسه - انگلیس)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برج مخابراتی تورونتو (کانادا)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عمارت امپایر استیت (آمریکا ، نیویورک)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پل گلدن گیت (بازم آمریکا ، سانفرانسیسکو)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سد ایتایپو (برزیل ، پاراگوئه)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سدهای دریایی هلند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کانال پاناما

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پس نتیجه میگیریم که :

اگر کسی پرسید عجایب هفتگانه کدومه ؟ شما خیلی محکم میپرسین کدوم عجایب ؟ باستانی یا مدرن؟ و اینطوری توپ میافته تو زمین طرف و روش کم میشه

تا درس بعدی ، موفق باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:25  توسط اصلان   | 

بیست نکته

اگه بتونید رعایت کنید. ۱۰۰ سال زندگی سالم و بانشاط

تضمین شده است.

تزئینی

) همراه غذا ، ماست هم بخورید .

۲) به جای کنسرو ، از مواد غذایی تازه استفاده کنید .

۳) نمک ید دار استفاده کنید .

۴) همیشه آب تمیز و مطمئن بخورید .

۵) از بحث های بی خود ، حوادث نا خوشایند و استرس دور باشید .

۶) قبل از خواب ، فیلم های نامناسب و اعصاب خرد کن و کشت و کشتار نبینید ، بر عکس سعی کنید با روحیه ی شاد به رختخواب بروید .

۷) موقع ورزش سعی کنید از وزنه های مناسب استفاده کنید .

۸) اگر اعصاب شما فشرده و ناراحت باشد ، خود خور نباشید . سعی کنید با خالی کردن خود ، شارژ بشوید .

۹) سعی کنید در صبحانه ، نان سبوس دار استفاده کنید .

۱۰) فشار خون خود را دائم کنترل کنید .

۱۱) از شیر و لبنیات به اندازه ی احتیاج استفاده کنید .

۱۲) سعی کنید سبزی هایی را که خام استفاده می شود ، ضد عفونی کنید .

۱۳) اگر خسته یا خواب آلود هستید ، رانندگی نکنید و همواره از کمربند استفاده کنید .

۱۴) علائم بیماری و توصیه های پزشک را جدی بگیرید .

۱۵) از پیاز خام و سرخ شده زیاد استفاده کنید .

۱۶) به پیک نیک و مسافرت های تفریحی اهمیت بدهید .

۱۷) مصرف فلفل و ادویه جات توصیه می شود .

۱۸) همیشه در اتاق تاریک و کم نور بخوابید .

۱۹) از خوردن شیرینی های سنگین و پر کالری بپرهیزید .

۲۰) سعی کنید کارتان را با عشق و علاقه انجام دهید و از آن لذت ببرید .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اون سطرهایی که بولد شدن ، مواردی هستند که عمر من رو از ۱۰۰ به ۵۰ کاهش میدن .

موارد کاهنده عمر شما چیه ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12:27  توسط اصلان   | 

تزئینی

شادترین مردم دنیا

احساس شادی نمیکنید ؟ فکر میکنید تفریحاتتون کمه ؟ تصور میکنید زندگی چیز زیادی برای عرضه نداره؟ ناراحت نباشید، تنها مشکل شما اینه که در کشور درستی نیستید...

این جمله ، از یک نویسنده ایرانی نیست. متعلق به Marina Kamenev اهل انگلیس ، خبرنگار بیزنس ویک هست.

داستان از یک نظر خواهی BBC شروع شد. در این نظر خواهی ، آمار نشون داد که ۸۱٪ از مردم انگلیس ، به جای افزایش ثروت از دولت توقع دارند که زندگی شادتری براشون فراهم کنه.

سئوال اینجا بود که چطور. به عنوان اولین قدم ، دانشگاه لیسستر ، پروژه ای با هدف رتبه بندی کشورها از نظر شادی مردمشون تعریف کرد. نتایج این رتبه بندی و دلایل شادی ملتها خیلی خیلی جالب بود.

 نتایج رو ببینین:

رتبه ۱

 

دانمارک

جمعیت ۵/۵ میلیون

شانس زندگی : ۸/۷۷ سال

درآمد سرانه : ۳۴،۶۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : سوسیالیستی

ویژگی ها :

- بهترین سرویس های دولتی خدمات اجتماعی

- بیمه همگانی با پوشش کامل

- مدارس و دانشگاههای رایگان با کیفیت بسیار بالا

- هویت اجتماعی کاملا مشخص برای جوانان

- طبیعت بکر و معماری شهری زیبا

- آلودگی محیط زیست ناچیز

رتبه۲

 

سوئیس 

جمعیت ۵/۷ میلیون

شانس زندگی : ۵/۸۰ سال

درآمد سرانه : ۳۲،۳۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : آزاد

ویژگی ها :

- موقعیت سوق الجیشی کاملا امن

- میزان جرم و جنایت ناچیز

- امکانات شهر نشینی با کیفیت بسیار بالا

- امکان ورزشهای نزدیک به طبیعت مانند کوهنوردی ، اسکی و سوارکاری برای همه

- طبیعت بکر و معماری شهری زیبا

- ثبات سیاسی

- سیستم بهداشتی رایگان با سرانه ۳۵۰۰ برای هر نفر

رتبه ۳

 

اتریش

جمعیت ۲/۸ میلیون

شانس زندگی : ۷۹ سال

درآمد سرانه : ۳۲،۷۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : سوسیالیستی

ویژگی ها :

- خدمات بهداشتی رایگان برای همه با پوشش کامل

- فعالیتهای فرهنگی همگانی و در دسترس

- خلق و خوی آرام مردم و شهرهای ساکت و تمیز

- سیستم حمل و نقل سریع شهری

- مدارس و دانشگاههای مدرن و مجهز و رایگان

- قوانین حفظ محیط زیست محکم

رتبه ۴

 

ایسلند

جمعیت ۳۰۰،۰۰۰ نفر

شانس زندگی : ۸۰ سال

درآمد سرانه : ۳۵،۷۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : سوسیالیستی

ویژگی ها :

- سیستم خدمات خیریه دولتی

- خدمات دولتی رایگان با تنوع زیاد از بهداشت ، آموزش ، آموزش عالی تا گردش دسته جمعی

- سوبسید (یارانه) مسکن برای همه

- عدم وجود خط فقر در جامعه

- باسوادی همگانی

- عدم وجود بیکاری در جامعه  

رتبه ۵

 

باهاما

جمعیت ۳۱۰،۰۰۰ نفر

شانس زندگی : ۶/۶۵ سال

درآمد سرانه : ۲۰،۲۰۰ دلار

سیستم اقتصادی : آزاد

ویژگی ها :

- کیفیت غذای بالا  و ارزانی ارزاق

- آب و هوای بسیار معتدل

- طبیعت بکر

- جمعیت زیر خط فقر : ۱۰٪

- فرهنگ کاری راحت و بی تنش (همون تنبلی خودمون)

- تلفیق فرهنگی مناسب (افریقایی - اروپایی)

- خانواده های محکم و آمار طلاق بسیار پایین (علیرغم آزادی طلاق برای زوجین)

- کلیسای مردمی و متساهل

۰ رتبه ۶ : فنلاند 

۰ رتبه ۷ : سوئد 

۰ رتبه ۸ : بوتان (با درآمد سرانه ۱۴۰۰ دلار!!!) 

رتبه ۹

شادترین ملت مسلمان

 

برونئی

جمعیت ۳۸۰،۰۰۰ نفر

شانس زندگی : ۷۵ سال

درآمد سرانه : ۲۳،۶۰۰ دلار

سیستم اقتصادی :دولتی

ویژگی ها :

- درآمد نفتی بالا

- ثبات سیاسی (دودمان سلطنتی ۶۰۰ ساله )

- نرخ جرم و جنایت بسیار پایین

- خدمات بهداشتی رایگان همگانی با کیفیت بالا

- عدم وجود خط فقر در جامعه (حقوق دولتی برای همه)

- سیستم آموزشی رایگان ، حتی آموزش عالی

- یارانه غذا و مسکن برای همه  

۰ رتبه ۱۰ : کانادا 

 

منبع :   

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:4  توسط اصلان   | 

ترفندهای جستجو در گوگل

۱- استفاده از کلمات کلیدی مفید فایده

نکته ی نخست برای بدست آوردن بهترین نتیجه ، این است که بدانید به دنبال چه چیزی هستید. شاید شما به دنبال یک کلمه یا یک جمله باشید که در سایت مقصد به کار نرفته باشد. اگر نتیجه ی دلخواه حاصل نشد باید از نزدیکترین کلمه ها و جمله ها به مورد جستجو استفاده کرد. مانند این مثال : شما بدنبال توضیحاتی در مورد تلفون های بی سیم میگردید با جستجوی عبارت “comparative review of wireless phones” این امکان وجود دارد که با این ترکیب کلمه ها به هدف نرسید، پس از عبارت هایی مثل SmartPhone, Audiovox, Motorola استفاده میکنیم. خواهید دید که نتیجه ها خیلی بیشتر به هدف شما نزدیک شده اند.

۲- استفاده از نشان کوتیشن""
اگر شما عبارت مورد جستجو را در بین علامت های کوتیشن یا همان نقل قول (”") قرار دهید موتور جستجوگر فقط به دنبال عین همان کلمه میگردد. این یکی از تکنیک های کاربردی و مفید است که در بین کاربران جستجوگر وب زیاد استفاده نمیشود. با این مثال شما بیشتر با این ترفند آشنا خواهید شد، اگر شما به دنبال دو کلمه ی George و Washington با بیش از
۸ میلیون نتیجه روبرو خواهید شد در صورتی که اگر همین عبارت ها را در کوتیشن قرار دهید و دوباره جستجو کنید چیزی نزدیک به ۳ میلیون نتیجه را خواهید یافت. این نکته خیلی مهم است که شما از عبات های بازدارنده ی گوگل استفاده کنید -عبارت هایی که گوگل به صورت پیش فرض آن ها را نادیده میگیرد- مانند the و of و and یا معادل های فارسی آن. با استفاده از این کلمات در عبارت خود به نتایج بهتری دست پیدا میکنید.

۳-علامت های مثبت (+) و منفی (-)
از علامت های مثبت و منفی استفاده کنید. استفاده از علامت مثبت قبل از مورد جستجو در اصطلاح این معنی را میدهد که این مورد باید حتما در جستجو قرار گیرد. در نقطه ی مقابل با گذاشتن علامت منفی در مقابل کلمه مواردی که حاوی کلمه ی مورد نظر باشند از لیست نتیجه ها حذف خواهند شد. پس با استفاده از علامت + به گوگل خواهیم فهماند که ارزش این کلمه در جستجو برای ما مهم است و حتما باید حضور داشته باشد و با علامت منفی به گوگل خواهیم گفت که نتایج حاوی این کلمه را نشان نده.

۴-استفاده از کارکترهای عمومی
شما میتوانید از کاراکتر ستاره (*) استفاده کنید. بله! شما میتوانید از این کاراکتر در هر جایی از عبارت مورد جستجو استفاده کنید تا هر عبارت ترکیبی با آن کلمه را دنتایج جستجو مشاهده کنید. به عنوان مثال شما به دنبال کلمه ی Google میگردید، اگر این کلمه را به صورت *Google به کار ببرید میبینید نه تنها نتایجی با کلمه ی گوگل پیدا خواهد شد بلکه نتایجی شامل کلمه ی Ogoogle و Btgoogle و Googlenotic و … هم نمایان میشود.

۵-دستور site  :
شما با استفاده از این دستور میتوانید جستجو را به یک یا تعدادی از سایتها محدود کنید. اگر شما عبارت site:weburger. net google را در کادر متن گوگل وارد کنید نتایج جستجو شامل صفحات حاوی کلمه ی google از سایت weburger.net  خواهند بود. شما میتوانید با این دستور نتایج خود را از تعدادی سایت بدست آورید یا حتی تعدادی سایت را از نتایج حذف کنید. دستوری که کلمه ی گوگل را در سایت هایی با دامین co.uk جستجو میکند به این شکل است، site:co.uk google و به همین شکل قادر به حذف نتایج از سایت های co.uk نیز هستید  : google -site:co.uk

۶-استفاده از عملگرها
از عملگرها استفاده کنید. گوگل به جز : از عملگرهای دیگری نیز استفاده میکند. filetype: که پسوند فایل درخواستی را مشخص میکنید مانند pdf و xls. از دستورات دیگری هم میتوان استفاده کرد مانند intext: و allintext: و intitle: و allintitle: و inurl: و allinurl: که محدوده ی جستجوی عبارت را برای گوگل مشخص میکند. author: در گروه های گوگل و location: در اخبار گوگل قابل استفاده هستند. گوگل این توانایی را دارد که “یای منطقی” یا همان OR را که با حرفهای بزرگ نوشته شده است متوجه شود به عنوان مثال شما میتوانید به دنبال یک بار در Oralando OR Miami بگردید. راه های کوتاهتر استفاده از OR استفاده کردن از کاراکترهای | و ~ است. قدرت در دستان شماست، کافیست کمی تایپ کنید و زبان موتور جستجو را یاد بگیرید تا بتوانید با او صحبت کنید!

۷-استفاده از صفحه ی جستجوی پیشرفته
خوشبختانه احتیاجی به حفظ کردن تمام ترفندهای بالا نیست، از این به بعد شما موارد گوناگونی را در یک صفحه و یکجا دارید. کافیست از صفحه ی جستجوی پیشرفته یا همان Advanced Search استفاده کنید که از صفحه ی اصلی گوگل هم قابل دسترسی است.

۸-گروه های گوگل
گوگل یک آرشیو بسیار بزرگ از کاربران و اخبار دارد که بعضی از آنها به بیش از
۲۰ سال قبل بازمیگردند! برای استفاده از این آرشیو تنها باید بر روی لینک گروه ها یا Groups کلیک کنید تا گوگل در آرشیو بزرگ خود به جستجوی عبارت موردنظر شما بپردازد. در بسیاری از موارد نتایج ارائه شده بسیار از نزدیک تر از نتایج جستجو در وب است. خود من به شخصه بسیار استفاده میکنم و بارها پیش آمده که نتیجه ی دلخواه را بر روی کل اینترنت فقط در گروه های گوگل پیدا کردم.

۹-قابلیت های جدید جستجوی پیشرفته
گوگل از قسمتهای زیادی برای جستجوی بهتر شما استفاده میکند مثل Google Local و Google News که اخبار روزنامه ها و سایر نشریات را در آن جمع آوری میکنند، Froogle برای جستجوی وسیله ها و بهترین قیمت ها، Dictionary شما ممکن است به دنبال موضوعی بگردید و در اسپل کردن آن مشکل داشته باشید گوگل با درج پیغامی با مضمون “Did you really mean …?” به شما کمک میکند تا با املای درست به جستجو بپردازید، Images راهی آسان و سریع برای رسیدن به عکسهای دلخواه شماست، سرویس جالب و مفید گوگل که متاسفانه در ایران کارایی ندارد سرویس SMS گوگل است که شما هر موردی را دوست دارید جستجو کنید برای گوگل میفرستید و گوگل نتایج را برای شما SMS میکند.


جستجوی پرباری داشته باشید



+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 12:33  توسط اصلان   | 
خلقت خداوند در عین پیچیدگی و تنوع بر اصول بسیار ساده ای استوار شده. بشر به عنوان تنها مخلوقی که بار امانت الهی رو بر دوش میکشه ، حیرت زده و تحسینگر در طول تاریخ خودش به تعمق در این اصول رمزآلود پرداخته شاید که با افزایش علمش توان تسبیح پیدا کنه .

لعلکم یتفکرون ( باشد که بیاندیشید)

یکی از رموز شگفت آور خلقت در شکل زیر منعکس شده:

تشریح هندسی فی

ساده به نظر میاد نه ؟ پاره خطی که چنان تقسیم شده که نسبت تکه بزرگه به کل مثل نسبت تقسیم اونه........ بله چی از این ساده تر ، به هر کودک دبستانی میشه یادش داد ولی ... ولی میدونید که این پدیده بیش از ۶۰۰ ساله عقلا، فلاسفه ، ریاضی دانان و هنرمندان رو درگیر خودش کرده و هنوز که هنوزه راجع بهش کتابها و مقالات نوشته میشه و سمینارها برگزار میشه؟

عدد این نسبت مشهور ، اسمش هست فی Phi به قول یک فیلسوف این عدد یک h از pi بیشتر داره ولی یک دنیا راز بیشتر در درون خودش نگه داشته. اگر بخوایم فی رو به زبان عدد معرفی کنیم باید بنویسیم

بیان جبری عدد فی

که میشه تقریبا 1.6180339887498948482... این عدد که هنرمندان و فیلسوفان

اسمشو گذاشتن نسبت طلایی ، به عقیده خیلی از

دانشمندان اساس خلقت خداونده !؟!

Luca Pacioli در سال ۱۵۰۹ میلادی کتابی با عنوان نسبت الهی (The Divine Proportion) تالیف کرد. وی در آن نقاشی‌هایی از لئوناردو داوینچی آورده است که پنج جسم افلاطونی را نمایش می‌دهند و در آنها نیز به این نسبت اشاره شده است. مصریان، سالها قبل از میلاد از این نسبت آگاه بوده‌اند و آن را در ساخت اهرام مصر رعایت کرده‌اند.  روانشناسان هم بر این باورند زیباترین مستطیل به دید انسان، مستطیلی است که نسبت طول به عرض آن برابر عدد طلایی باشد.

فی همه جا هست . از بدن خودمون شروع میکنیم ، نسبت آرنج تا نوک انگشت به کل طول دست ، یا نسبت اجزاء صورت که لئوناردو داوینچی کلی روش تحقیق کرده

تحقیق عدد فی روی سر انسان . شکل از داوینچی

تصویر بالا رو داوینچی رسم کرده و نشانگر وجود عدد فی در تمام اجزاء نیم رخ انسانه . از بدن بگذریم به سایر مخلوقات برسیم . میدانستید بنا به تحقیق آقای زایسینگ آلمانی شاخه های درخت به نسبت فی در اطراف تنه اون رشد میکنن؟ رگبرگ ها هم به هکذا . کریستالهای نمک هم به نسبت عدد فی درست میشن و یا اغلب سخت پوستان ، اسکلت خارجی شون به نسبت فی تقسیم میشه. نمیخوام سرتونو درد بیارم . تقریبا به هرچیز از ستارگان تا ساخته های ماندگار بشری که نگاه کنین ، اثر فی رو در اون میبینین. هر شکل و حجمی که از فی تبعیت کنه رو ریاضی دانها بهش یک صفت طلایی میدن . مثل حلزونی طلایی ، هرم طلایی ، مثلث طلایی و ستاره طلایی (تو این آخری ریاضی دانها و معاون کلانتر به یک چیز اشاره میکنن !!!)

ستاره طلایی

مارپیچ طلایی

شما میتونید در قسمت ادامه مطلب ، عکس چندتا از ساخته های دست بشر که به تقلید از خلقت خالق بر مبنای نسبت طلایی ایجاد شده و ماندگار شده رو ببینید.

نماد نسبت طلایی

 برای کسب اطلاعات بیشتر (به انگلیسی) به اینجا برید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:36  توسط اصلان   |