تبليغاتX
کافه جویبار
اینجا مکانی است مثل پاتوق دوستان ...

دزدی اون هم در روز روشن ؟!؟

برای تهیه مطالب مربوط به بازیگران سریال لاست زحمت آنچنان شاقی نکشیده ام . فوقش هر قسمت دو ساعت کار برد و حدود یک ساعت هم کارهای ویرایش هر قسمت . یعنی سر جمع  چیزی حدود ۳۶ ساعت  که حدود یک هفته کاری میشه .

دیشب دوستم برایم ایمیلی فرستاد و آدرس سایتی رو بهم داد و بدون هیچ توضیحی گفت برو و بخون : رفتم و دیدم تمام مطالب مربوط به این بخش رو  یکی از این سایتهای فروشنده همه چیز ، کپی پیست کرده و به اسم شخص شخیص خودش گذاشته وسط آگهی های شکلات اتمی و ماساژور USB و دی وی دی سریال جومونگ و ...

قشنگی داستان اینجا بود که در پاسخ به کامنتها هم با کلی شکسته نفسی !! و خاکساری راجع به چگونگی گرد آوری مطالب و ترجمه اونها اظهار فضل فرموده بودند و از اینکه خوانندگان سایت خوششان آمده ابراز شعف فرموده بودند!

دلم خواست که وارد سایت بشم و هرچه لایق این مدیر محترم هست ، بارش کنم که ناگهان دلم رفت پیش دل مهرجویی ، که برای اولین بار تهیه کننده شد ، پول و وقت و عمر رو به امید اینکه این بار سود فروش فیلمش به زن و بچه برسه گذاشت روی  فیلم سنتوری .. و با دل خونین و چشم اشکبار شاهد فاجعه ای شد که همه دیدیم و اغلب در اون سهیم بودیم .

دیدم جای گله نیست . اونچه من دارم از دست میدم در مقابل اونچه مهرجویی از کف داده ، خنده داره.

حکایت میکنند که روزی انوری داشت در بازار شام قدم میزد که دید مردی روی سکوی چهارسو رفته و داره اشعار انوری رو میخونه . انوری جلو رفت و گفت : "ای مرد ، این اشعار از کیست ؟" طرف گفت :"از انوری"  انوری خوشحال شد که کپی رایتش رعایت شده و برای مقدمه چینی معرفی خودش گفت :"تو انوری را میشناسی ؟"  که مرد گفت "چه میگویی انوری خود من هستم "

انوری لختی درنگ کرد و خندید و گفت : "دزد شعر دیده بودم ولی دزد شاعر ، نوبر بود"

حالا دوستان عزیز ، بدانید و آگاه باشید که اسم من کماکان اصلان هست و اگر جایی مطالب من رو با امضاهایی مثل "عمو آبی " ، "خاله درشته " ، "ماری جون" و امثالهم خوندید ، بدونید که به قول همون انوری :

هر بلایی که از آسمان فرود آید        گرچه بر دیگری قضا باشد

به زمـــــین نارسیده میپرســـــد         خــانــه انــوری کجا باشد

بلای آسمانی به دنبال انوری :)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:16  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

لیبی  

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز

دزموند هیوم سعید جراح جین سو کوان

شارلوت لوئیس سان ها کوان هوگو (هورلی ) رایز


و اما ادامه ماجرا :  

لیبی  (الیزابت) Libby

محبوب  هوگو ، کسی که ادعا میکرد پرستار تیمارستان بوده ولی همکلاسی هورلی  از آب درآمد. آن دومین قربانی مکر بن لاینوس و جبن مایکل  ، کسی که بیخود و بیجهت در جایی که نباید و در زمانی که نشاید حاضر شد .

آن شاهد دلسوخته زبان بریده ....

 

هنرپیشه نقش :

                  سینتیا واتروز         Cynthia Watros   

 

متولد ۱۹۶۸  (۱۳۴۷)

میشیگان ، آمریکا  

تحصیلات : لیسانس هنرهای زیبا (دانشگاه بوستون)

اگر از سینتیا کوچولو میپرسیدند که بدترین خاطره زندگیش کدام است . مطمئنا بین انتخاب روزی که پدرش در هفت سالگی او خانه و خانواده را ترک کرد و روزی که دکتر به او گفت که این لکه های روی صورتش نشانه بیماری بسیار جدی Idiopathic thrombocytopenic purpura  است ، دچار تردید میشد .

بیماری Idiopathic thrombocytopenic purpura  یا (ITP) ، بیمار را با کاهش چشمگیر تعداد پلاکت های خون گرفتار میکند. علت کاهش پلاکت در این بیماری کاملا ناشناخته است و اغلب آن را به واکنشهای ناخواسته سیستم ایمنی نسبت میدهند.

سینیتای کوچک تا سالها مجبور به شیمی درمانی بود و سرانجام هم مجبور شد تن به تیغ جراحی بسپارد و طحالش را از دست بدهد. خودش در یک مصاحبه گفته که به علت نوع معالجاتش ، تمام موهایش را از دست داده  و وزنش به  ۲۵ کیلو بیش از حد نرمال رسیده بوده.

به هر حال تلاشها برای غلبه بر این بیماری با موفقیت همراه بود و امروز سینتیا ی کوچک بیمار دیروز ، به هنرپیشه ای تحصیلکرده و  مادر یک جفت دوقلوی بامزه تبدیل شده.

و اما اگر از سینتیا بپرسند که بزرگترین خبط زندگیش کدام بوده ، شرط میبندم که بلا درنگ میگوید دوستی با  میشله رودریگز   (همان آنا لوسیای خودمان ) ! 

این دو نفر سر صحنه فیلمبرداری لاست با هم آشنا شدند و خوب ، مسلم است که سینتیای ساده لوح شکار خوبی برای میشله هفت خط به حساب می آمده . این شد که این قرار به آن قرار و این تفریح به آن تفریح رسید و سینتیا یک مرتبه خودش را دست بند خورده در کلانتری هونولولو دید .

ای دل غافل ، کارگردان و تهیه کننده ، سند به دست دم در کلانتری حاضر شدند و موفق شدند بعد از کلی چک و چانه ، این دو نفر را که به جرم رانندگی تحت تاثیر مواد مخدر با سرعت ناچیز ۲۴۰ کیلومتر در ساعت بازداشت شده بودند ، برای  چند روز مرخص کنند. اما چه کنند با دادگاه و محکومیت احتمالی بعدی این دو نفر .

اینجا بود که تهیه کننده باهوش ، گوشی را برداشت و  سرپرست نویسندگان  لاست  را از خواب بیدار کرد تا تغییراتی در داستان قسمت بعد "Two For The Road",  بدهند. الباقی ماجرا را هم که همه میدانیم ، وارد شدن مایکل و کشته شدن آنالوسیا و لیبی  به دست این یهودای اسخریوطی.

القصه ، به علت عدم سوء پیشینه ماجرا برای سینتیا نسبتا به خیر گذشت و او به ۱۵ دقیقه بازداشت ! ۳۷۰ دلار جریمه نقدی ، ۹۰ روز منع رانندگی و ۱۴ ساعت مشاوره روانشناسی  محکوم شد. داستان محکومیت آنالوسیا را هم که قبلا تعریف کرده ام .

به هر حال ، این محکومیت چه ناچیز ، چه زیاد ، اثر خوبی داشت و سینتیا امروز آرام و سر به راه در کنار شوهر و دوقلوهایش زندگی میکند و هر وقت برای یک صحنه فلش بک در سریال لاست دعوتش میکنند ، با خوشحالی اما آهسته! به سر صحنه میرود .

با چند نفر از هنرپیشگان لاست

در بغداد ، به عنوان سفیر فرهنگی هالیوود

به همراه همکاران خانمش در لاست در مراسم گلدن گلاب

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 16:23  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 هوگو (هورلی ) رایز

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز

دزموند هیوم سعید جراح جین سو کوان

شارلوت لوئیس سان ها کوان


و اما ادامه ماجرا :  

هوگو (هورلی) رایس  Hugo "Hurley" Reyes  

محبوب القلوب مسافران اوشیانیک ، دوست داشتنی ترین تپل دنیا . کسی که از نحس ترین شماره های دنیا مولتی میلیونر شد ولی آب خوش از گلوش پایین نرفت.

پسر مهربانی که همیشه به دنبال انجام کارهای خوبه ، گرچه بعضی وقتها گول هم میخوره.

عاشق دلشکسته "لیبی" ، یار هم تیمارستانی و هم جزیره ای اش... کانال ارتباطی ارواح درگذشتگان با اهالی جزیره ...

هنرپیشه نقش :

                  یورگه گارسیا        Jorge Garcia  

متولد ۱۹۷۳  (۱۳۵۱)

نبراسکا ، آمریکا  

تحصیلات : مدرسه عالی (کالج)

سال ۱۹۸۶ ، در یک روز گرم بهاری کالیفرنیای جنوبی ، برنامه نمایش دانش آموزان در فضای باز به خوشی در جریان بود. پدر شیلیایی و مادر کوبایی یورگه از شادی روی صندلیهاشون بند نمیشدند، تپلک اونها ، یورگه عزیزشون ، مرکز توجه تماشاچی ها شده بود.

پدر با خود فکر میکرد که این عضو خشن تیم کشتی ، کسی که لقب "قاتل بچه صورت" "Baby face assassin " بهش داده بودند ، راه جدیدی برای جلب توجه مردم پیدا کرده . آخر چه کسی فکر میکرد که این بچه ساکت و به ظاهر ناسازگار ، اینچنین استعداد هنرپیشگی در درون خودش نهفته باشه.

نمایش آن روز ، نقطه عطفی بود برای پسرک تپل مدرسه . بعد از اون روز ، تشویقهای پدر و مادر و تعریفهای همکلاسی ها کار خودش رو کرد و یورگه تصمیم گرفت که هنرپیشگی رو به صورت حرفه و شغل خودش انتخاب کنه .

البته این تصمیم باعث نشد که درس و تحصیل رو به امان خدا رها کنه ، برعکس ، آنقدر خوب درس خواند و ورزش کرد که با درجه "Triton of the Year" که بالاترین درجه تحصیلی در مدارس کالیفرنیا است ، فارغ التحصیل شد و به کالج رفت .

بعد از اتمام دوره کالج ، برای اولین نقش خودش در یک سریال آزمایش داد و به خاطر استعداد سرشار و فیزیک خاص بدنش ، به راحتی نقش رو به دست آورد . نقش یک پسر بچه چاق که در عشق شکست خورده.

در سال ۲۰۰۰ ، سریالی ساخته شد به نام Curb Your Enthusiasm  (غیرتت رو مهار کن) که یورگه در چند قسمت این سریال نقش یک فروشنده زبل و تخس مواد مخدر رو بازی کرد. از قضای روزگار ، سال بعد که سریال لاست ، انتخاب بازیگران رو شروع کرد ، یکی از عوامل فیلم ویدئوی اون بخشها رو در اختیار تهیه کننده قرار داد و پیشنهاد کرد که برای نقش زبل و تخس "جیمز فورد (سایر) ، یورگه رو استخدام کنند! این پیشنهاد مورد توجه و قبول قرار گرفت و مدیر برنامه های یورگه رو برای عقد قرارداد دعوت کردند. منتها بعد از خواندن متن داستان ، یورگه به نقش "هورلی" ابراز تمایل کرد و نویسنده ها هم تایید کردند که یورگه برای این نقش مناسب تره .

به این ترتیب ، چیزی نمونده بود که "هورلی" بشه "سایر" و "جاش هالووی" در همون مرغداری خودش باقی بمونه !

القصه ، فیلمبرداری در هاوایی شروع شد و نویسنده ها و کارگردانها به قدری از این پسرک سخت کوش و پر انرژی تپل خوششون آمد که تقریبا هیچ اپیزودی بدون حضور او ساخته نشد. فشار کار بر روی هوگو به قدری زیاد است که دو سال پیش حتی نتونست برای عروسی خواهرش سه روز مرخصی بگیره.

در پایان بد نیست بدونید که یورگه علاوه بر هنرپیشگی در کار مجریگری و خوانندگی هم دست داره و همین پارسال با "متیو فاکس" (دکتر جک خودمون) یک کلیپ به نام "ارواح گمشده" کار کرده اند.

 یورگه در حال اجرای زنده کلیپ

عکس امضاء شده

با چند نفر از بازیگران لاست در مراسم گلدن گلاب

 

در مراسم اهدای جوایز امی Emmy سال 2008

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 12:14  توسط اصلان   | 

آی کیف میده .... آآآآآآی کیف میده ....

از سر کار خرکی برگشتی خونه ، با عنایت به اوضاع جاریه و احوالات ساریه ، خودت رو آماده میکنی برای یک شب بلند پر از خالی که بلمی یک گوشه و یکی دوساعت کتابی بخونی و شامی بخوری و دو سه کیلو سماق بمکی و تمام ، که موبایل زنگ میزنه و دوست عزیز تر از جان میفرمایند بیا دم در کارت دارم.

و شب چهره عوض میکند آنگاه که ظفرمندانه ، DVD مارک Fujitsu در دست وارد خانه میشوی ... و فریاد میزنی:

 " لاست جدید !!!" و غریو شادی از در و دیوار استقبالت میکنند!!!

پاکات ذرت بوداده روانه مایکروفر میشوند و دکمه های چایساز تو سری میخورند و کتابها در کمال احترام به کتابخانه بازگردانده میشوند:

صدا (تلفن قطع  ، موبایلها خاموش ، زنگ در قطع ، همه ساکت) نور (چراغها کم نور ) .... حرکت(فک ها مشغول میشوند) :

اپیزود اول - Because you left

 بازماندگان در جزیره ، بعد از جابجایی آن توسط بن ، مرتب در زمان جابجا میشوند و حکایتها برایشان رخ میدهد .

از آن سو جک شپرد و بن لاینوس برای سرجمع کردن تمام هفت نفری که جزیره را ترک کرده اند (منجمله آن کسی که در تابوت بود) دست به کار میشوند.

از طرف دیگر هورلی و سعید ، گرفتار یک عده آدمکش میشوند .

و بالاخره کیت ، به دلایلی مجبور به فرار از خانه میشود.

 اپیزود دوم - The lie

هورلی و سعید در حال فرار از پلیس با آنالوسیا ملاقات میکنند !!!

جزیره نشینان گرفتار حمله یک عده آدم مسلح ناشناس میشوند.

به بن لاینوس گفته میشود که مهلتش رو به اتمام است .

هورلی تصمیم کبری میگیرد!

منتظر باشید برای : اپیزود سوم -Jughead 

جای همه دوستان دور و نزدیک خالی ، دو ساعت تمام حظی بردیم که شاهان را آن حال نباشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 12:59  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 شارلوت لوئیس

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز

دزموند هیوم سعید جراح جین سو کوان

سان ها کوان


و اما ادامه ماجرا :  

شارلوت استیپل لوییس       Charlotte Staples Lewis

دانشمندی که دست جیمز باند رو از پشت بسته در چتر بازی

ژئو فیزیکدانی که بیشتر به درد مانکنی میخورد تا دانشگاه یئل

زنی که بسیار مردانه به اسارت درآمد و نامردانه مبادله شد.

زمین شناس مرموز که با باد هلیکوپتر آمد و با بیداد زمانه رفت.

هنرپیشه نقش :

                  ربکا مدر                 Rebecca Mader

متولد ۱۹۷۹(۱۳۵۷)

کمبریج ، انگلستان

تحصیلات : ----

زندگی گاهی وقتها بازیهای عجیبی داره . مثلاً همین ربکا خانم تا ۲۴ سالگی یک آدم معمولی بود وسط خیل کثیر آدمهایی که از راه زیبایی خدا داد نون میخورن . چند تا سریالی بازی کرده بود و به عنوان "مدل مو" برای چند تا شرکت و کمپانی متوسط و بزرگ مثل لورآل و کلگیت و Wella hair کلیپ تبلیغاتی بازی کرده بود.

تا اینکه اون سر دنیا یک بازیگر به اسم کریستن بل  Kristen bell که یک حرفه ای سریال های آمریکایی بود به علت بعد مسافت ، از بازی در سریال لاست انصراف میده. حالا ربکا در لندن نشسته ، موهای قرمزشو شونه میکنه و به پاهای کشیده اش خیره شده و خبر انصراف کریستن رو در تلویزیون میشنوه. آدمی با موهای بلوند ، قد متوسط و لهجه غلیظ نیویورکی .

 خوب ، هیچ حسی نسبت به خبر نداره ، درست مثل اینکه به من و شما خبر بدن که یک وصیت نامه جدید از آقای هیلتون کشف شده ! خوب چند درصد احتمال میدید که شما جانشین پاریس هیلتون بشید؟

کریستن بل

القصه ، سه چهار روز که گذشت نماینده کاریابی اش باهاش تماس میگیره و میپرسه که حاضره نقش کریستن رو قبول کنه ؟ یعنی چی ؟ یعنی که تهیه کنندگان لاست ، بیننده یکی از سریالهایی که اون چند قسمت توش بازی کرده بودند و حالا که جای خالی تو سریالشون پیدا شده ، دلشون خواسته که هنرپیشه زیبای مورد علاقه شون رو به کار دعوت کنند!

آخه این نقش که مناسب ربکا نیست. نماینده میگه که نویسنده های سریال، در صورتی که قرارداد بسته بشه ، موظف شدند  که نقش شارلوت رو برای یک انگلیسی موسرخ بازنویسی کنند. خوب دیگه ، چی از این بهتر . حالا نقش چند قسمتی هست ؟ چی !؟! دائمی ؟!

و اینطور بود که ربکا مدر شد شارلوت لوئیس و راهی هونولولو شد تا به تیم لاست بپیونده. در همین حیص و بیص شوهرش جوزف آرونگینو Joseph Arongino هم به تاریخ پیوست و از ربکا طلاق گرفت.

جوزف آرونگینو (همسر سابق)

کسی چه میدونه ، شاید این هم مقدمه یک شروع تازه برای ربکا باشه.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:35  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 سان ها کوان

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز

دزموند هیوم سعید جراح جین سو کوان


و اما ادامه ماجرا :  

سان ها کوان       Sun-Hwa Kwon

شاهزاده خانمی که با بچه ماهیگیر ازدواج کرد.

دختر رمانتیک شرقی که یک کم دچار غربزدگی شد و پالان را کج گذاشت . جالب اینکه به مقصد رسید و نیفتاد.

مادری  که به خاطر فرزندش حاضر به سونوگرافی در خانه دشمن بود و به خاطر شوهرش مهر سکوت بر لب گذاشته بود.

کسی که از چارلی ریزه میزه کتک خورد  ولی از پس قلدرهای جزیره برآمد.

باغبان همیشگی جزیره

هنرپیشه نقش :

                  یونجین کیم                Yunjin Kim

متولد ۱۹۷۳(۱۳۵۱)

سئول   ، کره جنوبی

تحصیلات : فوق لیسانس هنرهای نمایشی - بوستون

به این نتیجه رسیدم که وجود این شخصیت های کره ای در سریال بیشتر به خاطر آرامش خاطر عوامل پشت صحنه بوده . درست همانند هم اسم و هم وطن خودش ، یونجین هم یک آدم تحصیلکرده بی مسئله و حاشیه است که زندگیش درست در یک حرکت مستقیم الخط یکنواخت از کودکی به دوران حرفه ای اون رسیده.

یوجین در سئول به دنیا آمد. پایتخت مغرور و زیبای کره جنوبی ، شهری که افتخار آسیای جنوب شرقی محسوب میشه و گرچه روزی شهردارش آرزو میکرد که شهر سئول مثل تهران بشه ولی الان رقابت سخت و پیگیرانه ای با توکیو داره.

یوجین برخلاف اون یکی کیم ، تا ده سالگی در سئول زندگی کرد و اگر حرف روانشناسها درست باشه میشه گفت که ۹۰٪ شخصیتش تحت تاثیر فرهنگ ناب سئولی شکل گرفته . فرهنگی که در اون زنها همه شیک پوش (تا حد مرگ) ، مغرور ، سرزنده و به شدت تابع خانواده و تا حد باورنکردنی شوهر دوست هستند. هر کس که در کره زندگی کرده باشه میدونه که خانمهای سئول هر جا که باشند از فاصله ۳۰۰ متری متمایز از بقیه میزنند و تلاش بانوان بقیه شهرها برای تقلید از اونها به نتایج خنده آوری ختم میشه.

القصه ، یوجین در ده سالگی به همراه والدینش به آمریکا مهاجرت کرد و با تایید پدر و مادرش مشغول فراگیری فنون رزمی و هنر رقص ، در کنار تحصیلات متعارف ، شد. کمربند سیاه تکواندو ، ورزش رزمی ملی کره و گواهینامه های افتخار در انواع رقصها شامل باله ، جاز ، افرو-کارائیب ، راک اند رول و غیره  دستاوردهایی بود که یوجین به خانه آورد و به دیوار اتاق خوابش آویزان کرد.

یادم رفت که بگم از اونجایی که اگر از ساحل شرقی کره به راه بیفتید و از روی ژاپن بپرید میرسید به ساحل غربی ایالات متحده ، تقریباً همه کره ای های مهاجر نیویورک در ساحل شرقی رو به عنوان مقصد اول خودشون انتخاب میکنن. حالا هی بپرید تو حرف من و بگید برای چی برای چی ، من چه میدونم لابد خوششون میاد راه دور برن یا اینکه دلشون نمیاد از روی ژاپنی ها بپرن . خانواده سخت کوش یوجین هم از این قاعده مستثنا نبودن و همون نیویورک رو به عنوان منزلگاه انتخاب کردن. یوجین در نیویورک زندگی کرد و زندگی کرد تا به این نتیجه رسید که دانشگاه بوستون و موسسه انگلیسی هنرهای دراماتیک لندن مکانهای بهتری برای ادامه تحصیل هستند ، پس از مامی و ددی خداحافظی کرد و برای تحصیلات عالیه به لندن رفت و سرانجام  در شهر بوستون رحل اقامت انداخت.

بعد از پایان تحصیل ، به این نتیجه رسید که بوستون و نیویورک و لس آنجلس و لندن سکوهای پرش مناسبی برای یک دختر سئولی نیستند ، پس در پی یک تصمیم هوشیارانه ، به شهر خودش برگشت و شهریار خودش شد. او به علت زندگی در سئول ، زبان کره ای رو روان صحبت میکرد و همین باعث شد که در سئول به عنوان یک دختر آمریکا دیده کلی نقش اول حسابی در تئاتر ها و فیلمها گیرش بیاد. و چون مدرکش هم از نوع افتخاری نبود ، هنرهای نمایشی رو به احسن وجه به نمایش گذاشت و کارش حسابی سکه شد.

در همین حال و احوال بود که سناریوی یک فیلم به اسم "شیری" Shiri به دستش رسید و تصمیم گرفت با تمام وجود هنر خودش رو در این فیلم به نمایش بگذاره . از قضای روزگار زد و شیری شد پرفروشترین فیلم کره ای دهه نود و پر بیننده ترین فیلم تاریخ سینمای کره تا به امروز . هیچی دیگه ، ره صد ساله یک شبه پیموده شد،پوستر یوجین رفت روی دیوار اتاق خواب همه دختر دبیرستانی های سئول و عکسش شد بک گراند کامپیوتر (رایانه) های پسر مدرسه ای های کره . پول و شهرت هم که مستحضر هستید ، از یاران قدیم هستند و رفقای گرمابه و گلستان .

و اما بشنوید از ینگه دنیا که تازه فهمید چه جواهری رو مفت از دست داده . ولی خوب از اونجایی که توانایی امریکایی ها به اصلاح سریع اشتباهات و تبدیل تهدیدها به فرصتها ، زبانزد دوست و دشمن هستش ، مدیر شرکت ویلیام موریس ، یکی از بزرگترین آژانسهای استعداد یابی آمریکا که در کارنامه خودش اسکاری هایی مثل ریزه ویترسپون و هالی بری و سلما هایک رو داره ، به نماینده اش در کره زنگ زد و دستور داد که ظرف یک هفته به هر قیمتی که شده یک قرارداد سه ساله با یوجین ببنده. نماینده مزبور هم تمام استعداد و روابط عمومی و خوش پوشی و لبخند ملیح ذاتی خودش رو ریخت توی کاسه و هم زد و معجون حاصل رو به همراه چند ده میلیون دلار به خورد یوجین داد و بچه مردم روافسون کرد و  به ایالات متحده برگردوند .

قرارداد لاست ، محصول این همکاری مشترک هستش و همچنین چندین و چند نقش نان و آب دار دیگه که ویلیام موریس خان برای یوجین ردیف کرد. شعار تبلیغاتی این شرکت معظم برای یوجین هم جالبه : "جولیا رابرتز شرقی"

جولیا رابرتز ، ببخشید یوجین کیم در چند سال اخیر سر و صدای زیادی به پا کرده و دو بار عکسش روی جلد مجله مشهور ماکزیم  ، دوبار مجله استاف و یکبار مجله آرنا ، چاپ شده .

امیدوارم همونطور که این خانم به مراد دلش رسید ، شما هم حاجت بگیرید.

 

 توضیح عکس: یوجین در مراسم برگزیدگان مجله ماکسیم ، سال ۲۰۰۷

توضیح عکس: در جمع کاندیداهای گلدن گلاب ۲۰۰۶

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 16:49  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 جین سو کوان

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز

دزموند هیوم سعید جراح


و اما ادامه ماجرا :  

جین سو کوان      Jin-Soo Kwon

بچه ماهیگیری که با شاهزاده خانم ازدواج کرد.

شرقی حسودی که تمام هم و غمش حفظ حریم خانواده بود ، حریمی که مانند تمام حریمهای سخت حفاظت شده ، چندان هم محفوظ نماند.  

عاشقی که به خاطر عشق پا بر سر خیلی چیزها گذاشت ولی انسانیتش را هر طور بود از زیر دست و پای پدر زن سالم بیرون آورد.

کسی که همیشه آماده خدمت بود . دستبند خورده بیگناه . قایق ران بی سرانجام . مردی که عاشق زنش بود. 

 گمشده بی رد پا .

 

هنرپیشه نقش :

                  دنیل دائه کیم         Daniel Dae Kim  

متولد ۱۹۶۸(۱۳۴۷)

پوسان   ، کره جنوبی

تحصیلات : لیسانس علوم سیاسی / فوق هنرهای نمایشی - نیویورک

خوب ، بعد از اینهمه آدم مسئله دار و درگیر با مواد و پلیس و مسائل اخلاقی ، میرسیم به کسی که به تمام معنا یک انسان نرماله و مثل بچه آدم زندگی کرده.

دنیل کیم یا اونجور که طرفدارانش صداش میکنن DDK در پوسان به دنیا آمده ولی دو ساله بوده که والدینش به آمریکا مهاجرت میکنن و اون در حقیقت در پنسیلوانیا بزرگ شده. زبان مادری دنیل در حقیقت انگلیسیه و کره ای رو به سختی صحبت میکنه . این ، دقیقاً مخالف توانایی کاراکتر او در لاست هستش. جین قرار بود انگلیسی بلد نباشه و کره ای حرف بزنه . بنابراین بعد از استخدام مجبور شد کلاس کره ای بره . اینکه چقدر کره ای رو در فیلم خوب صحبت میکنه یک مسئله است و اینکه چطور انگلیسی رو اونطور شکسته بسته حرف میزنه یک مسئله جدی تر . من به عنوان کسی که شش هفت سال عمر خودش رو با کره ای ها گذرونده ، واقعاً باورم شده که اون در کره بزرگ شده چون دقیقاً مثل اونها حرف میزد!

برگردیم به دنیل . دنیل مثل هر بچه خوب شرقی ، به حرف پدر و مادرش گوش کرد و در کالج علوم سیاسی ثبت نام کرد و در عین حال مثل هر بچه شرقی دیگه راه حل سوم رو پیدا کرد و بدون اینکه با والدینش بر سر علایق و خواسته هاش بجنگه ، هم زمان در همون کالج خودش در رشته تئاتر هم ثبت نام کرد و هم زمان از هر دو رشته فارغ التحصیل شد.

بعد از فارغ التحصیلی هم به دانشگاه هنرهای نمایشی نیویورک رفت و یک دوره ارشد هنرهای نمایشی رو هم در اونجا گذروند ، دست پدر و مادر رو بوسید و به کالیفرنیا رفت تا زندگی خودش رو به عنوان یک هنرپیشه شروع کنه . مقایسه بفرمایید با شیوه ترک خانه پدری جناب "ناوین اندروز" .

من هر چقدر از نجابت و ادب این کره ای ها براتون بگم کم گفتم ، واقعا باید خودتون ببینید و درک کنید که نگاه اونها به دنیا چقدر با ما فرق داره . این دنیل خان هم واقعا ثابت کرده که یک کره ای واقعیه.

 برخورد گرم اون با طرفداران و امضاء دادنهای بی اخم و تخم اون به بی مغزهایی که همیشه به امید امضاء جمع کردن دور و بر لوکیشن ها و هتلها میچرخن ، زبان زد دوست و دشمن شده.

تنها موردی که مجلات زرد از دنیل پیدا کردند و کلی بابتش سروصدا به راه انداختن ، دستگیری اون بابت تسلیم شدن به نقطه ضعف بزرگ نژاد زرد بود : الکل . من واقعا نمیفهمم این مردم چه لذتی میبرن از اینکه تا سرحد انفجار الکل بنوشن . صحبت یک گیلاس و یک چتول نیست ها ، فکر میکنم هر مرد کره ای در تعطیلات آخر هفته ته یک پنج لیتری ویسکی و سوجو رو درمیاره . صبحهای یکشنبه تقریباً هیچکس رو هشیار پیدا نمیکنید مخصوصاً در پوسان .

القصه ، مجلات زرد خبردار شدند که دنیل به جرم رانندگی حین مستی دستگیر شده. اصل داستان این بود که دنیل خان یکشنبه شب مثل هر کره ای دیگه ای بعد از پذیرایی از خودش ، عازم منزل بوده که به ایست بازرسی پلیس هونولولو برمیخوره ، دستگاه الکل سنج نشون میده که الکل خون ایشون دوبرابر حد مجاز قانونی است و برای آزمایش خون به آزمایشگاه پلیس اعزام میشه. صبح فردا جریمه میشه ولی از اونجایی که رانندگی سالمی داشته و سابقه ای هم در کار نبوده ، قاضی مجازات مضاعفی بهش نمیده.

چشمتون روز بد نبینه ، این سایتها و مجلات زرد چها که نکردند. من خودم خبری خوندم مبنی بر اینکه احتمالاً نقش جین حذف میشه چون پلیس هونولولو به  علت DUI (رانندگی تحت تاثیر مواد مخدر!!!) ورود دنیل کیم به ایالت هاوایی رو ممنوع کرده!!! (یکی نبود بگه بنده خدا پس نقشهای آنالوسیا و لیبی رو باید چه کار میکردن؟!؟)

ولی یکهفته بعد ، دنیل عملی انجام داد که احترام من براش دو چندان شد: یک نامه  برای قاضی و پلیس نوشت و از اونها بابت زحماتی که براشون ایجاد کرده بود عذرخواهی کرد و از حسن برخورد اونها تشکر . همچنین یک نامه عذرخواهی برای طرفدارانش نوشت و بابت رفتار ناپسند خودش از اونها هم طلب بخشش کرد. هردو نامه رو به خرج خودش در تمام روزنامه های معتبر آمریکا و چند کشور دیگه چاپ کرد و نشان داد که سر سفره مادر و پدرش نان خورده . مجلات زرد بعد از چاپ این نامه ها خفه خون گرفتند.

توضیح عکس : دانیل کیم و همسر کره ای اش

(دنبال مشخصات همسرش گشتم ولی جز این عکس پیدا نکردم)

 

سروصدا یادتون نره!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 11:21  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

سعید جراح  

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز

دزموند هیوم


و اما ادامه ماجرا :  

سعید جراح      Sayid Jarrah

بعثی عضو سیا  ، جراحی که انگشت قطع میکرد ولی اهل بخیه نبود.

ناجی رهبران ، کسی که هر وقت رهبران گروه گندی به بار میاوردند ، او برای لاپوشانی آماده بود.

عربی که مثل تمام هم نژادان خودش دوستدار بلوندها بود ولی برخلاف بقیه عاشق هم میشد. 

متخصص الکترونیک و مخابرات جزیره . کسی که اگر تعمیرگاه لوازم الکترونیک باز میکرد مسلما بیشتر از شکنجه گری  پول بر سرش میبارید.

خوش تیپ شماره ۳ جزیره ، مردی که هرگز نمیبخشید.  

 

هنرپیشه نقش :

 ناوین ویلیامز سیدنی اندروز    Naveen William Sidney Andrews 

متولد ۱۹۶۹(۱۳۴۸)

لندن   ، انگلستان

تحصیلات : مدرسه عالی تئاتر و موسیقی - لندن

پدر تاجر و مادر روانشناس ، هر دو ساکن لندن و متولد هندوستان. بله ، آقا سعید (ناوین) عرب نیست ، نژاداً هندی است و سیک . البته هر کس صحنه نماز خواندن ایشان در اپیزود "۴ انگشتی" ها رو ببینه فوراً متوجه میشه که ایشون در عمرش یک رکعت هم نماز نخونده که هیچ ، یک نماز خون هم تا شعاع ۱۰ کیلومتری او زندگی نمیکرده و لذا بحث عرب نژاد بودن ایشون منتفی میشه .

ناوین در زبان اردو ، همون "نوین" خود ما است و این یعنی که والدین ایشون به درستی فهمیده بودن که کاکل زری اونها یک پدیده "نوین" هست و در زندگیش کارهای نو انجام خواهد داد. بیخود که نیست که فرمودن "الاسماء تنزیل من السماء"

اولین کار نوین آقا ناوین ، عشق و عاشقی با معلم ریاضی دبیرستانش در ۱۶ سالگی بود. عشقی که به یک پسر کاکل زری به اسم جیزل ختم شد!!!  و البته ترک دبیرستان !

دومین  کار نوی آقا ناوین ،بعد از اهدای یک نوه ،  شکستن دل پدر بود که خیلی دلش میخواست پسر دسته گلش با ادامه تحصیل و دکتر مهندس شدن ، مایه سرافرازی فامیل بشه ، ولی او با ترک دبیرستان با یک بچه  و پیوستن به مدرسه عالی تئاتر و موسیقی "گیلدهال" قلب پدر رو به درد آورد. آخر هندی ها هم مثل هر قوم وقبیله شرقی دیگر تصور میکنند بچه ای که مطرب شد ، از دست رفته و هیچ "پخی" از آب در نخواهد آمد. به گفته ناوین ، او خانه را در حالی ترک کرد که پدرش فریاد میزد "تو یک فا *حشه مرد هستی" !

ناوین چند همکلاس خوب داشت که عبارت بودند از "ایان مک گرگور" (اوبی وان کنوبی جنگ ستارگان) و "دیوید ثولیش" (هفت سال در تبت) . همکلاس بودن با این آدمها ، پدر یک بچه بودن ، زندگی در دنیای تئاتر لندن و پررویی ذاتی ناوین ، دست به دست هم دادند و در سال ۱۹۹۶ نقشی نیمچه نان و آب دار در فیلم جنجالی "بیمار انگلیسی" برایش جفت و جور کردند. این نقش ، جواز ورود ناوین به فرش قرمز و مراسم اسکار بود و نقطه روشنی که Casting agent ها بابتش کلی پول از تهیه کنندگان طلب میکردند.

البته چنانچه از ظواهر امر بر میآید ، چنته ناوین کمار هرگز از "سورپرایز" خالی نمیشود. ایشان در سال ۱۹۹۸ به مقام رفیع الکلیسم و در سال ۲۰۰۱ به درجه هروئین ارتقاء داده شدند و به مدت ۴ سال هر دوی این مواد مفرح را استعمال فرمودند تا به علت ناراحتی های جسمی مجبور به ترک شدند.

ایشان از سال ۲۰۰۲ با خانم "باربارا هرشی" (هانا و خواهران) در لس آنجلس زندگی میکنند. البته ناگفته نماند که این رابطه پیوسته نبوده ، بلکه در سال ۲۰۰۵ این زوج خوشبخت از هم جدا شدند و آقا ناوین رفت و از یک خانم دیگر بچه دار شد و بعد مجدد رجوع فرمودند. مشکلی هم نبود ، فقط قضیه این بود که خانم هرشی یک نموره مسنتر از ناوین بودند (۲۱ سال !) و بچه دار شدن برایشان مشکل ساز بود و ناوین هم نمیخواست بچه مردم را بزرگ کند ( جیزل هم که بزرگ بود!) پس با این طرح فکورانه زوج خوشبخت ما ، خوشبخت تر شدند. گفتم که همه اعمال و افکار ایشان "نوین" میزند!

اکنون آقا ناوین قصه ما در کنار مادربزرگش ، ببخشید ، دوست دخترش و فرزندش ، به یمن چکهای لاست ، زندگی آرامی را میگذراند . ۳ سال از "پاک" شدنش میگذرد و گفته که هرگز به "روزهای اعتیاد" بازگشت نخواهد کرد.

از من میشنوید ، همین فردا پس فردا است که یک فعل "نوین" دیگر از آقا ناوین سر بزند ،مثلاً شاید ازدواج با خانم "هرشی" قبل از نزول عزرائیل .

توضیح عکس : ناوین اندروز و خانم باربارا هرشی

توضیح عکس : به همراه آقا پسر جدید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:56  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 دزموند هیوم

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز


و اما ادامه ماجرا :

 

دزموند دیوید هیوم     Desmond David Hume   

فرهاد تیشه زن جزیره ، کسی که به خاطر عشق پنی سوار قایقی شد که از کلک هاکلبری فین کوچکتر بود ولی قرار بود با اون به سفری طولانی تر از سفر ماژلان بره.

کسی که هزاران بار اعداد نحس رو بدون اخم وتخم به خورد اون کامپیوتر اوراقی داد و به پنی فکر کرد.

مردی که با ترکیدن محل کارش تبدیل به کاساندرا شد. کاساندرایی که بیخیال نبود، در سرنوشتها دخالت میکرد تا بدترشون کنه .

مجنونی که یکجا نشسته بود و لیلی به دنبالش میگشت . تنها به وصال رسیده داستان.

 

هنرپیشه نقش : هنری یان کیوزیک Henry Ian Cusick

متولد ۱۹۶۷(۱۳۴۶)

تروخیلو   ، پرو

تحصیلات :لیسانس هنرهای نمایشی - (ناتمام)

بعضی ها مارکوپولو به دنیا می آیند و  هنری یان کیوزیک بی شک یکی از آنها است.

از پدری ایرلندی/اسکاتلندی و مادری اهل پرو به دنیا آمد ، در پرو . ولی دو سال از تولدش نگذشته بود که سفرهای مارکوپولو کوچولوی ما آغاز شد. اول اسپانیا ، بعد اسکاتلند بعد ترینیداد و توباگو. تا به ترینیداد برسه ، شش  ساله شده بود و روزی که ترینیداد رو به مقصد سرزمین پدری اش (اسکاتلند) ترک کرد ، شانزده ساله بود.

در اسکاتلند در کالج رشته presentation خواند ( این دیگه چیه ؟ مگه غیر از ریاضی و تجربی ، رشته های دیگه ای هم تو دنیا هست ؟) برای تحصیلات دانشگاهی  "آکادمی سلطنتی  موسیقی و هنرهای نمایشی" رو انتخاب کرد ولی ۶ ماه بیشتر دوام نیاورد. دانشگاه رو ترک کرد و به "تئاتر همشهری" پیوست .

از اون روز تا به حال در چندین گروه تئاتری کار کرده . وقتی میگم کار کرده یعنی کار واقعی نه از اینها که ما انجام میدیم. در ۳۰ سالگی لقب پرکارترین هنرپیشه تئاتر انگلیس رو داشت . هنرپیشه ای که در عین حال یکی از بهترین شکسپیرین ها شناخته میشد.

ولی همونطور که همه میدونیم ، تئاتر و شکسپیر و اینها کلاس خیلی خوبی دارن ولی بالاخره هرچی باشه زندگی خرج داره و آدم شب که میره خونه باید با آرنج در رو باز کنه . این بود که هر از چندگاهی یکسری کارهای چیپ ولی خوش دستمزد مثل همین سریال لاست بازی میکنه تا شرمنده زن و بچه نباشه.

ایشون پیش از لاست محبوبیت خودش در بین عامه مردم انگلیس رو از بازی در نقش عیسای مسیح به دست آورده بود و لابد مردم هر کجا که اونو میدیدن برخلاف بقیه بازیگرها که ازشون امضاء میخوان ، زانو میزدن و طلب بخشش میکردن !؟!

از نقش های دیگه ای که خیلی خوب بازی کرده میشه از نقشهای "دوریان گری" ، "هملت" و "ادیپ" اسم برد.

سه تا پسر داره و از اونجایی که یک کاتولیک متعصبه ، یک زن . الان به خاطر لاست،  در هاوایی زندگی میکنه ولی از قراری که نقشش تموم شد (ظاهراً) فکرکنم همین روزها برگرده به اسکاتلند و با جیبی پر پول ، شروع کنه نقشهای با کلاس بازی کردن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:29  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

نیکی فرناندز 

LOST


: Previously on LOST

دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر


و اما ادامه ماجرا :

 

نیکی فرناندز Nikki Fernandez 

آنکه چشم تنگش را عاقبت خاک گور پر کرد. آنهم به دست هورلی مهربان !

 آنکه در زمین و دریا و دریاچه به دنبال تزئینات گور خودش میگشت. مصداق بارز "ای کشته که را کشتی ... " . عنکبوت گزیده ای که اسپایدرمن نشد . کسی که آمد شاه دزد بشه ولی کنتس دراکولا از آب درآمد.

دختری که دوستی و دشمنی اش به یک اندازه برای مردان مرگ آفرین بود.

هنرپیشه نقش : کیلی سانچز   Kiele Sanchez 

متولد ۱۹۷۷(۱۳۵۵)

ایلینویز   ، آمریکا

تحصیلات : دبیرستان (ناتمام)

بخت مساعد رو قبول ندارید؟ عیبی نداره ، من هم اگر جای شما بودم با این همه بدشانسی اونهم  در یک روز قبول نمیکردم که ممکنه کسی هم وجود داشته باشه که دست سرنوشت همینجور آروم و بی صدا بلندش کنه ببرتش همونجایی که دوست داره، آروم روی زمین بگذاره.

ولی میدونین چیه ؟ بخت مساعد وجود داره ، چه قبول داشته باشین چه نه ، وجود داره. یعنی همه مثل من و شما نیستن که وقتی میرن کنار دریا احتیاطاً آفتابه رو هم بردارن . هستن دخترای ۱۶ ساله ای که از یک پدر فرانسوی و یک مادر پورتوریکویی به دنیا اومدن ، دارن تو شیکاگو مثل بچه آدم درسشونو میخونن و ماستشونو میخورن که یهو .... پوف !!! در به تخته میخوره و تخته به در و یک الوارش میافته رو سر یک استعداد یاب تئاتر ایالتی ایلینویز و دخترک یک شبه میشه "هنرپیشه" !

قبول ندارین ؟ میگین اینکه چیزی نیست ؟ ها ؟ شقایق جودت هم همینجوری بود؟ فکر نکنم ، مطمئنید؟ حالا ، بگذریم اینو چی میگین:

یک هنرپیشه تئاتر ایالتی در یک ایالت مثل ایلینویز که همچون درخشندگی در عالم هنرهای نمایشی نداره ، نشسته تو خونه مجردی اش داره پاپ کورنشو میخوره و تلویزیون رو کانال کانال  میکنه که یهو ... پوف!!!  میبینه یک شبکه MTV که هیچوقت نگاش نمیکنه داره تبلیغ یک مسابقه در نیویورک رو پخش میکنه که اسمش هست "میخوای VJ بشی؟" اگه اطلاعات عمومی شما عین شانس شما است ، عرض میکنم که VJ همونایی هستن که بین آهنگهای شبکه ام تی وی ظاهر میشن و با غمزه و ناز آهنگ بعدی رو معرفی میکنن. خلاصه بخت مساعد به دل دخترک میندازه که از جاش بلند شه و تلفنی ثبت نام کنه...

وقتی به میدون "تایم" نیویورک میرسه میبینه که واویلا ، ۵۰۰۰ تا جوون برازنده و شیک و ترگل و ورگل جمع شدن تو این میدون تا توی مسابقه ای که فقط ۶ برنده در مرحله مقدماتی و یک برنده در مرحله نهایی داره ، شانس خودشونو آزمایش کنن... فکر میکنین چی شد ؟ "سلام سینما"ی مخملباف؟ جوون مردم رفت زیر دست و پا له شد ؟ نخیر ، همینه که عرض میکنم من و شما نمیفهمیم بخت مساعد چیه دیگه ! چون دخترک نه تنها زیر دست و پا له نشد ، بلکه هفته بعدش همراه ۵ تا دختر و پسر دیگه به عنوان "برندگان" مرحله اول سوار هواپیما شد تا بره لس آنجلس ، استودیوی MTV .

تا اینجای کار ، دخترک داستان ما ۵۰۰۰ دلار کاسبی کرده بود. ولی این کجا و اول شدن کجا، نفر اول ۲۵۰۰۰ تای دیگه بعلاوه یک قرارداد یکساله با MTV نصیبش میشد. نحوه کار اینجوری بود که این ۶ نفر برنامه اجرا میکردن و مردم عین برنامه نود خودمون SMS (ببخشین پیامک) میزدن به عادل خان شبکه ام تی وی و امتیاز میدادن به مجری ها . بالاترین امتیاز ، میشد نفر اول .

خوب اینجا دیگه پای نظر سنجی و دمکراسی و این حرفها وسط بود و همونجور که همه میدونیم بخت و شانس در انتخابات اصلاً نقشی نداره و سیستم یک جوریه که حتمن حتما حق به حق دار میرسه ! میگید نه ؟ براتون متاسفم ، دیدار به قیامت .

القصه ، بخت مساعد نشست بغل دست عادل خان ام تی وی پور و همینجور "آمار پیامک" ها رو نگاه کرد و خون دل خورد که چرا کاری ازش ساخته نیست . دخترک دوم شد. رفت هتلش که چک ۵۰۰۰ دلاری رو نقد کنه و برگرده شهر و دیار خودش و شهریار خود باشه ... 

اگه باورتون شد که دخترک برگشت به شهر خودش ، معلوم میشه هنوز این "بخت مساعد" رو درست نشناختین . دخترک هنوز پاشو تو اتاق هتل نذاشته بود و هنوز بند کفش اول رو باز نکرده بود که دید تلفن اتاقش زنگ میزنه . گوشی رو برداشت و دید Casting agent سریال لاست پشت تلفنه و در حالی که "بخت مساعد" یک هفت تیر گذاشته رو شقیقه اش داره از دوم شدن دخترک اظهار تاسف میکنه و میگه با توجه به استعداد درخشان و ... و شخصیت برجسته ای که در تلویزیون نشون داده ، میخواد ازش خواهش کنه که اگه ممکنه پروازشو یک روز به تاخیر بندازه و فردا در محل استودیو برای یک کاراکتر "ثابت" سریال ، تست "اختصاصی " بازیگری بده... خیلی پررو هستید که هنوز وجود "بخت مساعد" رو انکار میکنید.

صحنه بعد :

خارجی ، جزیره کوایی ، هاوایی ، لوکیشن لاست ، روز ، آفتابی :

دخترک قصه ما که ۱۱ اپیزود بازی کرده ، در حالی که بخت مساعد به دامنش آویزون شده ، خودش رو به طرف صندلی کارگردان میکشونه ، بخت مساعد پاهاشو تو ماسه های ساحلی به سختی فرو میبره و هرجوری که هست دخترک رو متوقف میکنه ...

دخترک چرخی میزنه ، یک نگاه به "بخت مساعد"ش میاندازه و یک لگد محکم نثار گرده بخت مساعد بینوا میکنه ...

راستی براتون نگفته بودم که شیشه عمر بخت مساعد فقط با همین لگد میشکنه ، شما اگه خوب دور و بر خونه تون رو بگردین ، حتما جسد "بخت مساعد" خودتون رو یه گوشه ای پیدا میکنین که یه روزی روزگاری همینطور بیهوا لگدش زدین. بگردین ، پیداش میکنین . منکه پیدا کردم.

برگردیم به قصه خودمون : "بخت مساعد" دخترک در حالی که مثل همه بختهای مساعد لگد خورده نگاهی داره که ترجمه اش میشه "آخه چرا؟ آخه چرااااا؟" دود شد و رفت هوا ، دخترک خودش رو رسوند به کارگردان و گفت : "من میخوام استعفاء بدم"!!!

و اینطوری شد که "لاست" بعد از کلی سروکله زدن کارگردانها  و تهیه کننده ها و نویسنده ها ، تصمیم گرفت اولین هنرپیشه مستعفی خودش رو همچین زنده به گور کنه که علاوه بر کاهش چشمگیر دمای برخی نقاط بدن عوامل پشت صحنه ، درس عبرتی بشه برای سایر خوشبخت های نقش "ثابت" که قدر موقعیتشونو نمیدونن.

دخترک امروز برگشته به شیکاگو ، عکس روبان زده "بخت مساعد" رو گذاشته رو تلویزیونش ، نشسته و داره به دنبال رد پایی از بخت مرحوم ، کانال کانال میکنه . سگ کوچولوی نژاد مالتیزش نشسته رو زانوش و نمیفهمه که چرا صاحبش مثل روزهای هاوایی خوشحال نیست!.

سگ مالتیز کیلی سانچز

ولی ما که حالیمونه ، مگه نه ؟

 

 کیلی سانچز ، قبل از لگد پرانی

 کیلی سانچز ، بعد از لگد پرانی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 13:32  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 تام سایر

LOST


: Previously on LOST

دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون


و اما ادامه ماجرا :

 

جیمز فورد ، ثم سایر James Ford, Sawyer

محبوبترین کلاهبردار تاریخ سریال های تلویزیونی . مردی که شغل خودش رو از همون بچگی انتخاب کرده بود. کسی که تمام اموال با ارزش مسافران رو دزدید و بعد همه اونها رو به گل روی کیت به خلق الله بخشید. مردی که با جان لاک پدر کشتگی داره ولی جان لاک دستشو میبوسه.

مردی که دوبرابر خرسهای قطبی طول کشید تا یاد بگیره چطور بیسکوییت جایزه بگیره ولی نصف زمانی که برای کیت لازم بود یاد گرفت که عشق چیه .

ملس ترین کتک خور جزیره ،

سرگشته وادی خیر و شر ، مسافر پرواز سریع السیر بین دنیای کلاهبرداران و عشاق دلخسته ...

هنرپیشه نقش : جاش هالووی Josh Holloway

متولد ۱۹۶۹(۱۳۴۸)

کالیفرنیا  ، آمریکا

تحصیلات : -----

جاش در کالیفرنیا به دنیا آمد و در جورجیا بزرگ شد. مدل لباس متوسطی بود تا وقتی که به قول خودش "نیش هوس هنرپیشگی" به تن او فرو رفت و باعث شد به امید بازی در فیلم به کالیفرنیا برگرده. سالها در حاشیه هالیوود گرسنگی کشید و با نقش های درجه ۲ در سریالهای درجه ۳ روزگار به سر کرد به امید اینکه روزی "نقش بزرگ" از راه برسه ، که خوشبختانه رسید. البته نه به اون بزرگی که در رویاهای جاش بود ولی اونقدر بزرگ که بشه یه آپارتمان بورلی هیلز و یک ماشینی با دستمزدش ردیف کرد.

جاش گفته که درست سه روز بعد از اینکه تصمیم قطعی گرفته بود که هنرپیشگی رو رها کنه و برگرده سر کار اصلی خودش که قدم زدن روی کت والک باشه ، یک مرتبه همراهش زنگ میزنه و خبر میرسه که برای نقش "سایر" قبول شده .

با توجه به این داستان و داستان کریستف کلمب که او هم سه روزبعد از تصمیم به بازگشت ،آمریکا را کشف کرد ، نتیجه اخلاقی میگیریم که بعد از اخذ تصمیمات مهم ، سه چهار روزی دندان روی جگر بگذارید ببینید چی میشه.

القصه ، جیمز فورد که خودش ، خودش رو به نام نامی "سایر" مفتخر فرموده بود شد فرشته نجات جاش هالووی خان نیم گرسنه قصه ما که عین آقا روباهه افتاده بود تو خم عسل و حالا شنا نکن کی بکن.

نقش جوری بود که ناز و عشوه اون خریدار داشت ، شوخی شوخی با "سایر" هم شوخی ؟ نخیر ! سیزن به سیزن رقم دستمزد درشت تر شد تا جایی که دیگه آقا جاش به این نتیجه رسید که دیگه وقتش شده که سر و سامان بگیره !

پس گوشی رو برداشت ، به یکی از دخترهایی که در زمان فقر و فاقه او اینقدر ادب داشت که مسخره اش نکنه زنگ زد و خواست که به هونولولو پرواز کنه تا با هم ازدواج کنن. این ازدواج ، علاوه بر اینکه مشت محکمی بود به دهن دخترایی که در زمان فقر و عسرت با دهن کج به جاش میگفتن Loooser ، باعث میشد که پولها صاحب پیدا کنه و بیخودی خرج نشه . چرا که از قدیم گفتن مال آدم مجرد بی برکته !

القصه ، جسیکا کومالا خانم مالزیایی دعوت جاش جون رو لبیک گفت و همزمان با نمایش قسمت اول سریال ، اونها هم در جزیره کوایی به عقد دائم همدیگه درآمدن و Live happily ever after .

نکات خوشمزه :

- فیلم مورد علاقه اش  shinning مرحوم کوبریک است.

- اولین دستمزد زندگی اش را بابت  جمع آوری مرغهای مرده مرغداری ها گرفته .

-  15000 دلار به معلم لهجه برای محو لهجه جنوبی و افزایش شانس پیدا کردن نقش ،اون هم در اوج ناداری ، پرداخت کرد ، بعدش  در سریال لاست "به علت" داشتن لهجه اصیل جنوبی استخدام شد. (خداییش آدم باید به معلمه جایزه بده یا بزنه تو سرش ؟!؟)

- موی بلند "سایر" اذیتش میکرد و مکرر به کارگردان شکایت میکرد که طاقت موی بلند نداره ، در نتیجه صحنه سلمانی "سایر و کیت" نوشته و اجرا شد. گفتم که نقشش برخلاف بوون و اکو و آنا لوسیا ، خریدار داشت !!

-در سال ۲۰۰۶ ،  به عنوان "سک* سی ترین مرد زنده جهان" از سوی خوانندگان مجله People انتخاب شد. (آستین نو بخور پلو !)

- چهره تبلیغاتی عطر Davidoff در سال ۲۰۰۸ هستند . عطری که یک شیشه ۱۰۰ میلی اون برابر درآمد یکسال دوران کارگری مرغداری ایشون بود.

توضیح عکس : جاش و همسر مالایایی اش.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 16:33  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 مایکل داوسون

LOST


: Previously on LOST

 دکتر جک شپارد        Jack

کیت آستن        Kate

جان لاک      Locke

جولیت بورک     Juliet  

بوون کارلایل      Boone

آنا لوسیا کورتز Ana Lucia


و اما ادامه ماجرا :

 

مایکل داوسن  Michael Dawson

پدر نمونه و رفیق بد. کسی که ثابت کرد اگر یهودای اسخریوطی با مریم مجدلیه ازدواج میکرد احتمالا کل حواریون به فروش میرسیدند تا بچه این دو بزرگ بشه !

کسی که معتقد بود کره ای ها با سیاه ها کنار نمیان ولی در نفی فرضیه خودش ، در راه نجات دو تا از اونها جانفشانی کرد. کسی که شجاعت کافی برای تنهایی زدن به کوه و دشت  در جستجوی پسرش رو داشت ولی اینقدر بزدل بود که برای نجات خودش دو تا آدم بکشه و ۴ تا رفیق بفروشه.

سرگردان بین وادی یهودا و دنیای نوح نبی و رسومات بروکلین...

هنرپیشه نقش : هارولد پرینئوی پسر Harold Perrineau Jr

متولد ۱۹۶۳ (۱۳۴۲)

نیویورک ، آمریکا

تحصیلات : فوق دیپلم هنرهای زیبا - ویرجینیا

هارولد در بروکلین به دنیا آمد ، محلهُ "کلمنزو" (پدر خوانده یادتون هست؟) . شلوغ ترین محله نیویورک . محله ای که اگر شهر مستقلی بود ، چهارمین شهر بزرگ آمریکا محسوب میشد. با ۴۰٪ جمعیت سیاه پوست و درآمد سرانه ۱۵۰۰۰ دلار (کمتر از نصف درآمد سرانه کل آمریکا) . پس خیلی بچه مایه دار نبود. از اون تیپ آفریقایی - آمریکایی هایی که به عنوان ویترین به بقیه دنیا عرضه میشوند هم نبود.

در هفت سالگی پدر ش نام فامیلی  رو از پرینئو به ویلیامز تغییر داد ولی هارولد بعدها دوباره به فامیلی اصلیش برگشت تا از بقیه "ویلیامز"هایی که دور و بر استودیو ها میچرخیدند متمایز بشه . البته باید بگم که چون پدر و مادر اون هیچوقت رسماً باهم ازدواج نکردن ، هارولد میخواست یک جوری ارتباط خودش با پدر رو هم کمرنگ کنه.

او در جوانی به ویرجینیا رفت و تحصیلات خودش رو در رشته های موسیقی و نمایش در مدرسه ای به  نام "شنان دو" ادامه داد. به زحمت و از رده های پایین وارد دنیای نمایش شد و مثل هر آدم بی پارتی دیگه ای رو این کره خاکی ، راه خودش رو با چنگ و دندان باز کرد.

در سال ۲۰۰۰ با همسرش بریتانی که مدل لباس و هنرپیشه است (و خیلی هم بلوند !!) ازدواج کرد و الان پدر دو دختره که دومین کوچولو بعد از مرگ مایکل داوسن به دنیا اومد !

هارولد رو در دو نقش دیگه میتونید به یاد بیارید : خلبان یکی از کشتی های جنگی فیلم ماتریکس و نقش اون در فیلم ترسناک "۲۸ هفته بعد" (که فیلم مزخرف اما پرفروشی بود.)

نکات جالب :

- قبل از استخدام در سریال لاست ، مجبور شد چند ماهی تعلیم شنا ببینه . چون بدون دونستن شنا نمیتونستن صحنه های کلک سواری رو به اون بسپرن .

- طرفدار سرسخت باراک اوباما است و چند کلیپ مجانی برای ستاد تبلیغاتی اوباما بازی کرده.

- بعد از تمام شدن نقشش در لاست به شدت در مطبوعات به تهیه کنندگان و نویسنده فیلم اعتراض کرد و اونها را به عدم دقت در توازن داستان متهم کرد . ولی بعد از چند جلسه توجیهی از سوی تهیه کننده (که لابد هنوز چکها رو نداده بوده ) مصاحبه ای کرد و گفت مرگ داوسن اتفاقاً خیلی به داستان کمک کرده و امیدواره که در آینده یه جورایی داوسن به سریال برگرده. (چه میکنه این دسته چک !)

-  بعداً در یک مصاحبه گفته که اعتراض اون به این بوده که مایکل داوسن ، بدون اینکه "مجازات" بشه مرده و حالا امیدواره که بعدها نشون داده بشه که این "مجازات" به وقوع پیوسته . (بابا امضاء کنین قرارداد این بنده خدا رو دیگه...)

توضیح عکس : هارولد پرینئو و همسرش بریتانی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 10:57  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

LOST


 و اما ادامه ماجرا :  

 

 بوون کارلایل  Boone Carlyle

سرگشته راه عشق ، کسی که آخرش نفهمید برادره یا عاشق ، خلبانی که سابقه پروازی اش از ۵۰ متر تجاوز نکرد ، بلند پروازی که خیلی بالاتر نشست و لاجرم استخوانش سخت تر شکست.

قربانی ناکامی که هرچه به در کوبید به دیر راهش نمیدادند و او سراغ کدخدا را میگرفت.

جوان ناکام .

هنرپیشه نقش : یان سومرهالدر Ian Somerhalder

متولد ۱۹۷۸ (۱۳۵۶)

لوئیزانا ، آمریکا

تحصیلات : دبیرستان (دیپلم ناقص)

یان در یک خانواده جمع و جور ۵ نفره به دنیا آمد ، یک برادر بایسیکل ران ! و یک خواهر خبرنگار داره. پدرش  شغل بنایی و مادرش شغل ماساژوری دارند و در همان کودکی یان از هم جدا شدند. صحبت های غریبی در رابطه با پدر بزرگهای یان شده و گویا روابط زناشویی در فامیل اونها که از طرف پدری فرانسوی و از طرف مادری ، ایرلندی بودند ، یک مقدار بیش از حد معمول بی بند و بار بوده.

یان از ۱۳ سالگی با مادرش در یک مزرعه زندگی کرد . جایی که خیلی امکان ادامه تحصیل برای او نبود. او به یک مدرسه کلیسایی رفت و همین .

در ۱۰ سالگی به تشویق مادرش به عنوان مدل ، وارد دنیای مد و لباس شد و در شوهای لباس کلوین کلاین ، دولچه و گابانا ، ورساچی و گس در نیویورک ، پاریس ، لندن ، ونیز و آمریکای جنوبی ظاهر شد. (خدا بده شانس !)

قواعد جذابیت Rules of attraction اولین تجربه سینمایی نسبتا دندان گیر  او بود که در سن ۲۴ سالگی به پستش خورد و خط زندگی او رو از مدل به آرتیست تغییر داد. تا پیش از آن ، به عنوان دست گرمی در چند تا پروژه سینمایی و تلویزیونی شرکت کرده بود.

یان حالا به اصرار از خبرنگارها میخواد که به سابقه مدل بودنش اشاره نکنن که مبادا به قول خودش در "کلیشه" جوان خوش تیپ گیر کنه . اینجا است که باید از ته جگر  گفت "بابا استعداد ، بابا جیمز دین "

جونم براتون بگه که از سال ۲۰۰۲ مثل هر جوان خوش تیپ دیگری درهای شهرت و موفقیت به روش باز شده و به قول یکی " میره که" خط میلیارد رو قطع کنه !؟!

راستشو بخوایید من یکی که چشمم آب نمیخوره و فکر نمیکنم از این جرقه هم آبی گرم بشه . دنیا پره از این خوش تیپ های کم سوادی که شرکتهای بزرگ ازشون به عنوان تابلوی تبلیغاتی استفاده میکنن و بعد از یک چند صباحی ، باورشون میشه که علی آباد شهریه و اونها به علت استعداد "ذاتی" است که مشهور و محبوب شدن. بعد پروسه خود بزرگ بینی و ناز و عشوه به عصبانیت مدیران ختم میشه و به راحتی یک نفر دیگه جایگزین اونها میشه و علی میمونه و حوضش .

نمونه اش همین سریال لاست که ایشون اینقدر سر به سر کارگردان و تهیه کننده گذاشت که از کوه پرتش کردن پایین ، اونهم سه ماه مونده به ختم قرارداد :) 


 آنا لوسیا کورتز Ana Lucia Cortez 

رهبر خود خوانده مفلوک ترین بازماندگان . پلیسی که اول میکشه بعد میشمره ، قابیل مونث ، کسی که به محض کافر شدن به تئوری توطئه و عدم قابلیت اعتماد انسانها ، به فجاعت میمیره !

کسی که آدم خوبیه ، اما مرده شور نتایج اعمالش رو ببرن.

هنرپیشه نقش : میشله رودریگز  Michelle Rodriguez 

متولد ۱۹۷۸ (۱۳۵۶)

تگزاس ، آمریکا

دیپلم آزاد - اقتصاد

میشله برخلاف ایان سومرهالدر در یک خانواده شلوغ با ۱۰ برادر و خواهر تنی و ناتنی به دنیا آمده .

اصلیت پدر و مادر او آمریکای جنوبی است. پدرش یک سرباز ارتش آمریکا با اصلیت پورتوریکویی و مادرش یک خانه دار با ملیت دومینیکن هستند. میشله خانم در حقیقت توسط مادربزرگ پدری اش که یک متعصب مذهبی بود بزرگ شد. خانواده او به دلیل شغل پدرش بین تگزاس ، دومینیکن و پورتوریکو جابجا میشد تا بالاخره در سن ۱۲ سالگی میشله در نیوجرسی ساکن دائم شدند.

میشله به علت اخلاق خوش و سازگاری بالا با معلمین و همکلاسی هاش مشهور خاص و عام بود ، طوری که در ۱۲ سالگی از دبیرستان اخراج شد. البته این کله شق خانم چند سال بعد در امتحانات آزاد شرکت کرد و هر طوری بود دیپلم خودش رو گرفت.

ایشون راه خودش به دنیای فیلم رو هم با همون کله شقی خاص نژاد خودش باز کرد و اینقدر در امتحانات بازیگری شرکت کرد تا بالاخره در یک تست بازیگری تونست بین ۳۵۰ نفر داوطلب ، انتخاب بشه و در یک فیلم کم بودجه سینمای مستقل آمریکا به اسم Girlfight نقش یک دختر ناسازگار که میخواد بوکسور بشه رو بر عهده بگیره. شرط میبندم حدستون در مورد اینکه چرا کارگردان او رو انتخاب کرده درسته ، نقش انگار برای او نوشته شده بود.

این نقش گرچه برای او اسکار به همراه نداشت ولی فیلم و بازیگری او در جشنواره های مستقل و معتبری مثل ساندنس ، کن و گوتهام تحسین شد و جایزه گرفت.

بعد از این ، راه او به فیلمهای تجاری موفقی مثل سریع و خشمگین The Fast and the Furious ، شیطان ساکن Resident Evil ، نیروی ویژه S.W.A.T. و سقوط آبی  Blue Crush باز شد . هرکدام از این فیلمها یک پله او رو از آنچه که آرزو داشت یعنی "نقش اسکاری" دورتر  کردند ولی در عوض درآمدش خیلی خوب شد.

در سال ۲۰۰۰ ، میشله از نامزد مسلمان خودش جدا شد. یادتون باشه که او در یک خانواده متعصب مسیحی بزرگ شده و نامزدش از او خواسته بود که پیش از ازدواج مسلمان و محجبه بشه (خوش خیالی یارو رو!)  . در نتیجه همه چیز به هم خورد.

در سال ۲۰۰۶ بعد از یک رسوایی که به بار آمد و ایشون رو با نامزد کایله مینوگ در یک کشتی عکسبرداری کردند ، میشله به این نتیجه رسید که از اول از کالین فارل خوشش میامده و تا به حال راه رو عوضی رفته. ولی بعد از اینکه در یک مصاحبه اعتراف کرد که "تجربیاتی" با جنس موافق داشته ، این رابطه هم به هم خورد.

در سال ۲۰۰۷ ایشون بار دیگر با نامزد خانم کایله مینوگ اینبار در یک هتل در لس آنجلس مچ گیری شد!

ایشون علاوه بر محسنات فوق ، چند بار هم با قانون سروکار پیدا کرده ، بار اول در سال ۲۰۰۲ به جرم ضرب و شتم هم خانه ای خودش دستگیر شد که با رضایت طرف قضیه ختم به خیر شد.

بار دوم در سال ۲۰۰۳ بود که به جرم رانندگی تحت تاثیر مواد مخدر ، فرار از صحنه تصادف ، درگیری با پلیس و رانندگی بدون گواهینامه معتبر به ۴۸ ساعت زندان ، یک هفته کار اجباری در بیمارستان و سه ماه دوره ترک اعتیاد محکوم شد. ۴۸ ساعت زندان رو قاضی به مدت ۳ سال به شرط عدم تکرار جرم معلق کرد.

در سال ۲۰۰۵ ، هنگام تصویر برداری لاست ، پلیس هونولولو بیش از ۵ بار ایشون رو به جرم رانندگی با سرعت بالا (۲۰۶ کیلومتر در ساعت در بار آخر !) دستگیر کرد . بالاخره در دسامبر همون سال با هم بازی خودش (لیبی ) به جرم رانندگی تحت تاثیر مواد مخدر دستگیر شدند و به ۵ روز زندان یا سه ماه کار اجباری محکوم شد که ۵ روز زندان رو انتخاب کرد و کار فیلمبرداری لاست به خاطر ایشون تعطیل شد. (بیخود نیست که کارگردان و تهیه کننده اونجوری کشتنش!)

در عین حال به دلیل تشابه جرم ، ایشون به ۲۶۰ روز زندان و یکسال کار اجباری محکوم شد که به علت "تکمیل ظرفیت" زندان ، بعد از ۲۴ ساعت آزاد شد (دلیل رو حال کردین؟)

در دسامبر ۲۰۰۷ یک بار دیگه به جرم مشابه دستگیر و به ۱۸۰ روز زندان محکوم شد . وکیلش اعتراض داد و قبول نشد و همون روز به زندانی در کالیفرنیا منتقل شد . ولی این بار هم به علت "تکمیل ظرفیت " زندان و "رفتار مناسب" از سوی ریاست زندان ، پس از ۱۸ روز آزاد شد. (هی بنازم  جذابیت رو)

ایشون بعد از اخراج از سریال لاست  در یک فیلم سینمایی بازی کرده و الان  "استراحت" میکنه.

 

توضیح عکس: میشله در حال نمایش دستگاه الکل سنج نصب شده توسط پلیس

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:52  توسط اصلان   | 

بازیگران سریال گمشده

 دکتر جک شپاردکیت آستن جان لاک

جولیت بورک بوون کارلایل آنا لوسیا کورتز

مایکل داوسون تام سایر نیکی فرناندز

دزموند هیوم سعید جراح جین سو کوان

لیبی شارلوت لوئیس سان ها کوان

بن لاینوس والت لویدچارلی پی س

هوگو (هورلی ) رایز مستر اکو

شانون رادرفورد

LOST


 اغلب ما سریال یا لاست رو دیدیم ، یا مشغول دیدن اون هستیم یا قصد داریم بعدا به سراغش بریم .

 بحث امروز من بر سر خود سریال و داستان مهیج و پر معمای اون نیست. اکثر دوستان لاست بین و

لاست باز که دور و اطراف من هستند در مورد کاراکترهای سریال متخصص و صاحب نظرند ولی اگر در

مورد هنرپیشه های اون کاراکترها ازشون سئوال کنید ، چیز زیادی ازشون نمیدونند.

برای همین قصد دارم از هنرپیشه های این سریال براتون بنویسم .

 

 دکتر جک شپرد Jack Shephard

دکتر انسان دوست با اخلاق و محبوب سریال که مشکلات وجدانی با پدرش داره.

هنرپیشه نقش : ماتیو فاکس  Matthew Fox 

متولد ۱۹۶۶ (۱۳۴۵)

پنسیلوانیا ، آمریکا

تحصیلات : فوق دیپلم هنرپیشگی

تمام عمر هنرپیشه نقش های سریالهای تلویزیونی و فیلمهای رده ‌B بوده. معروفیت او با نقشی در یک سریال به نام Party of five در دهه ۹۰ شروع شد.

او در سال ۱۹۹۲ ازدواج کرده و دو دختر داره.

نکته جالب : خالکوبی های روی بدن جک در سریال واقعی هستن و متعلق به آقای ماتیو !

در کارنامه ماتیو فاکس هیچ فیلم و سریالی که در ایران شناخته شده باشه ، وجود نداره. 


 کیت آوستن Kate Austen

دختر شهر آشوب سریال ، کسی که ناپدری خودش رو میکشه ولی کودک یتیمی رو از جان خودش بهتر محافظت میکنه . جنایتکار نیکوکار سریال !

هنرپیشه نقش : اوانجلین لیلی Evangeline Lilly

متولد ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)

آلبرتا ، کانادا

تحصیلات : لیسانس علوم سیاسی - روابط بین الملل

لیلی به عنوان یک کانادایی تحصیل کرده به دو زبان فرانسه و انگلیسی تسلط کامل داره . او همچنین یک فعال اجتماعی پر شور است که دو بنیاد کمک به کودکان و حقوق بشر در دانشگاه محل تحصیل خودش برپا کرده.

اوانجلین تحصیلات هنری نداره و خیلی اتفاقی زمانی که برای کمک خرج تحصیلاتش ، به عنوان سیاهی لشکر در چند سریال بازی میکرده ، مورد توجه تهیه کنندگان لاست قرار میگیره و استخدام میشه .

والدین او که هر دو معلم هستند از محبوبیت دخترشون در این سریال اعلام "شگفتی" کرده اند و گفته اند هرگز تصور نمیکردند آدم درونگرایی مانند اوانجلین اینچنین در جهان محبوب بشه.

اوانجلین تا به حال برای هیچ جایزه مهمی ، حتی نامزد نشده.

او کماکان در عالم تجرد به سر میبرد.

نکته جالب : شبی که در سریال ، قرار بود خانه ناپدری خودش رو منفجر کنه ، خانه واقعی خودش آتش گرفت ! قابل توجه اونهایی که به عاق والدین اعتقاد ندارند

فیلمشناسی :

تله فیلم

  • The Long Weekend (2005
  • Freddy vs. Jason (2003
  • Stealing Sinatra (2003

سریال

  • Lost (2004-present
  • Kingdom Hospital (2004), 1 ep
  • Tru Calling (2003), 1 ep as Party Guest
  • Smallville (2002), 1 ep as Wade's Girlfriend
  • Judgement Day (2002), 1 ep, as JD Girl


جان لاک John Locke

شخصیت عارف مآب خلد آشیان سریال ، کسی که معتقده حضور او و دیگران در جزیره معلول یک رسالت و یک هدف والا است ولی در عین حال چاقوش رو خیلی راحت در پشت یک دختر بیگناه فرو میبره. کسی که از غورباقه ها غذای خوشمزه درست میکنه ولی در عین حال "بن" رو به خاطر استفاده از برق و کنسرو سرزنش میکنه.

جعبه کارتن ساز عارف ، کلیم الروح جزیره ، کاسه داغ تر از آش !

هنرپیشه نقش : تری او-کوئین Terry O'Quinn 

 متولد ۱۹۵۲ (۱۳۳۱)

میشیگان ، آمریکا

لیسانس هنرهای دراماتیک - دانشگاه میشیگان

اینبار برخلاف اکثر  هنرپیشه های سریال گمشده ، با یک هنرمند حرفه ای رو به رو هستیم . مردی که علاوه بر نقش آفرینی ، دستی هم در کارگردانی و نویسندگی داره و نقش های زیادی رو در طول ۳۱ سال عمر حرفه ای خودش به تصویر کشیده.

او ۲۶ ساله که ازدواج کرده. پدر دو فرزنده و پدر بزرگ یک نوه . او تا سال ۲۰۰۵ در مریلند زندگی میکرده و حالا به علت لوکیشن لاست ، در هاوایی یک خانه خریده.

نکته های جالب :

تری ، خواننده خوبی هم هست و زمانی گیتاریست سولوی یک گروه موسیقی بوده.

تری ، فامیل خودش رو از کوئین به او-کوئین تبدیل کرد تا از یک هنرپیشه دیگه با همین نام متمایز بشه.

از ۲۰ سالگی کچل شده

رفتارش سر صحنه لاست با همه دوستانه است ولی در هیچ فعالیت گروهی خارج صحنه شرکت نمیکنه و خلوت خودش رو ترجیح میده. پیرمرده دیگه !

فیلمشناسی :


دکتر جولیت بورک   Juliet Burke

"دیگران"ی که "خودی" شد. دکتر زنانی که خواهرش را موش آزمایشگاهی کرد و به پاس زحماتش ، شوهر خیانتکارش را با اتوبوس تیت و پر کردند.

بنده خدایی که به بوی کباب استخدام شد و به کارگاه داغ زنی فرستاده شد. کسی که نه همکارانش به او اعتماد داشتند و نه مسافران اوشیانیک ولی او به همه آنها خوبی کرد.

دکتر سیاستمدار ، عاشق دلشکسته ،  زنی که هرگز نمیخندد!

هنرپیشه نقش : الیزابت میچل   Elizabeth Mitchell

 متولد ۱۹۷۰ (۱۳۴۹)

کالیفرنیا - آمریکا

لیسانس هنرهای نمایشی - دالاس

الیزابت در لس آنجلس به دنیا آمد ولی در دالاس بزرگ شد. ۷ سال نخست عمر حرفه ای خود را در تئاتر سپری کرد و با این سابقه تئاتری درخشان بدون مشکل خاصی نقش های خوبی در تلویزیون و سینما به دست آورد ، یکی از بهترین نقش هایش را در فیلم GIA در کنار آنجلینا جولی بازی کرده. من که بالشخصه از هنرنمایی او در فیلم اخیر لذت فراوان بردم.

او اکنون در کنار شوهر کمدین و پسر ۵ ساله اش در سیاتل زندگی میکند.

فیلمشناسی :

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 10:33  توسط اصلان   | 

 

اگر از طرفداران سریال لاست  Lost هستید. حتما دلتون میخواد بدونید کدام شخصیت این سریال به شما نزدیکتره. اگه حدس من درسته این پرسشنامه  رو پر کنید.

مسئولیتش با من نیست . اگه آقایون تبدیل شدند به کیت و شانون و کلیر و خانومها معلوم شد که سایر و جک و جان لاک و هورلی و چارلی هستن، به من ربطی نداره . قضیه مربوط میشه به دقت پرسشنامه و انیما و آنیموس !؟!

اگه میخواید بیشتر راجع به سریال بدونید این سایت خیلی عالیه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 12:0  توسط اصلان   |